زخمی که سیتیاسکن نمیبیند ؛ اپیدمی خاموش اختلال استرس در ایران
در یک سو، بیمارستانهای تهران مملو از مجروحان حملات هوایی است؛ زخمهایی که با تیغ جراحی بخیه میشوند و با سیتیاسکن قابل رویت هستند. در سوی دیگر، میلیونها ایرانی زخمی پنهان دارند؛ زخمی که هیچ دستگاه پزشکی قادر به تصویربرداری از آن نیست. این زخم «اختلال استرس پس از سانحه» (PTSD) نام دارد؛ اپیدمی خاموشی که در سایه بمبارانها، تنشهای نظامی، تحریمهای فلجکننده و ناامیدی اقتصادی، دارد بیصدا قربانی میگیرد. روانشناسان بالینی هشدار میدهند: «شیوع PTSD و اختلالات اضطرابی در ایران در میان افرادی که بهطور مزمن در معرض خشونت هستند، به مراتب بالاتر از میانگین جهانی است». اما این زخم چگونه ایجاد میشود؟ چرا از چشم آمارهای رسمی پنهان میماند؟ و مهمتر از همه، راه التیام آن چیست؟
—
بخش اول: جنگ پایدار، ترومای انباشته – تفاوت بحران مزمن با حادثه نقطهای
برای درک عمق فاجعه، باید یک تفاوت اساسی را فهمید: فاجعهای که ایران با آن مواجه است، یک «اتفاق نقطهای» نیست، بلکه یک «وضعیت مزمن» است. در جنگهای کلاسیک، معمولاً یک حادثه تروماتیک (مثل بمباران یک شهر) رخ میدهد و سپس جنگ تمام میشود. اما در ایران امروز، مردم همزمان با چند لایه بحران دست و پنجه نرم میکنند: بمبارانهای هوایی، تهدیدات نظامی مستمر، قطعی اینترنت و برق، کمبود دارو و مواد اولیه، تورم افسارگسیخته، و سرکوب اعتراضات داخلی.
دکتر ریتا رزنر، رواندرمانگر بالینی، در گفتگو با دویچهوله توضیح میدهد: «آزار سیاسی در ایران مدتهاست ادامه دارد. اعتراضات علیه رژیم بارها و بارها بهطور خشونتآمیز سرکوب شده است. ایرانیها بهطور مستقیم از این وضعیت تروماتیک طولانیمدت متأثر هستند». به گفته او، این وضعیت «جنگ و گریز» مداوم میتواند منبع استرس بزرگتری نسبت به تجربه یک حادثه تروماتیک نقطهای (مانند یک تصادف رانندگی شدید) باشد. «حوادث نقطهای احتمال کمتری برای ایجاد واکنشهای استرس دارند. با هر رویداد [تروماتیک] جدید که به انباشت تجربیات اضافه میشود، احتمال ابتلا به اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه بیشتر میشود».
دینا چورباجی، روانشناس دانشگاه مونستر آلمان، نیز هشدار میدهد که «توده تجربیات تروماتیک» – به ویژه زمانی که چندین حوزه از زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد – بسیار خطرناک است. کسی که علاوه بر بمباران و سرکوب سیاسی، خشونت خانگی و آزار جنسی در محل کار را نیز تجربه میکند، به طور ویژه در برابر PTSD آسیبپذیر است.
—
بخش دوم: آمارهای نگرانکننده – هر چهار ایرانی، یک بیمار روانی
اما آمار چه میگوید؟ ارقام رسمی و بینالمللی تصویری تکاندهنده از بحران سلامت روان در ایران ترسیم میکنند.
۱. آمار پایه (پیش از تشدید بحران): بر اساس آخرین پیمایش ملی سلامت روان در سال ۱۴۰۰، حدود ۲۵ تا ۲۹ درصد از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران به یکی از اختلالات روانپزشکی مبتلا بودهاند. یعنی از هر چهار ایرانی، یک نفر.
۲. آمار پس از جنگ: اما این آمار مربوط به قبل از تشدید تنشهای نظامی و جنگ ۱۲ روزه اخیر است. کارشناسان معتقدند که فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سه سال اخیر، از جمله بحرانهای مالی، ناآرامیهای اجتماعی و جنگ، باعث شدهاند شیوع واقعی اختلالات روانی بسیار بالاتر از این ارقام باشد. برخی برآوردها حاکی از نرخ ۵۰ تا ۶۰ درصد است. علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس و روانشناس اجتماعی، در این باره میگوید: «آمار رسمی وزارت بهداشت که مربوط به سال ۱۴۰۱ است، دیگر قابل اتکا نیست و اکنون نیاز مبرم به پایش و بهروزرسانی دادهها احساس میشود».
۳. آمار جهانی (مطالعات تطبیقی): یک مطالعه منتشر شده در سال ۲۰۲۴ در مجله BMJ نشان میدهد که در جمعیتهای غیرنظامی مناطق جنگزده، شیوع علائم PTSD حدود ۲۳.۷ درصد و علائم افسردگی ۲۵.۶ درصد است. بالاترین میزان اختلالات روانی در دوران جنگ و در کشورهای با درآمد کم و متوسط مشاهده شده است. ایران با توجه به شاخصهای توسعهیافتگی متوسط و قرار گرفتن در منطقه جنگی، دقیقاً در گروه پرخطر قرار دارد.
۴. آمار تماسهای بحران: تا ۳۱ مارس ۲۰۲۶، هلالاحمر ایران گزارش داده است که حداقل ۱۳۰,۰۰۰ تماس از طریق خط تلفن پشتیبانی روانی خود دریافت کرده است. این تماسها که از سوی شهروندانی انجام شده که در جریان درگیری شدید دچار پریشانی بودهاند، گواهی بر افزایش آسیبهای روانی مرتبط با جنگ در میان غیرنظامیان و سربازان است.
بخش سوم: عوارض پنهان – از فروپاشی روابط تا خشونت خانگی
اختلال استرس پس از سانحه فقط یک «احساس بد» نیست. این بیماری عوارض فیزیکی و اجتماعی قابل اندازهگیری دارد.
عوارض جسمانی: طبق گزارش دویچهوله، استرس روانی خود را به شکل فیزیکی نیز نشان میدهد: سردرد، کمردرد، دردهای قاعدگی، و خستگی مزمن. افرادی که در سرما، ترس یا گرسنگی به سر میبرند، تحمل استرس بسیار کمتری دارند و کوچکترین درگیری در زندگی شخصی میتواند به سرعت به بحران تبدیل شود.
خشونت خانگی: یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای استرس مزمن، افزایش خشونت درون خانواده است. چورباجی توضیح میدهد: «وقتی نیازهای اساسی تأمین نمیشود، شیوع خشونت در خانواده بیشتر میشود. این به روابط اجتماعی آسیب میزند، در حالی که روابط اجتماعی در واقع شماره یک عامل تابآوری (resilience) هستند». به عبارت دیگر، بحران روانی نه فقط فرد، بلکه شبکه حمایت اجتماعی او را نیز تخریب میکند.
انزوای اجتماعی: افرادی که از PTSD رنج میبرند معمولاً علائمی مانند اجتناب از فکر کردن به تجربیات تلخ، واکنشهای افراطی به محرکهای خاص (مثلاً پنهان شدن زیر میز هنگام شنیدن صدای ترقه)، فلشبکها (احساس زنده بودن مجدد رویدادهای تروماتیک)، تغییر شخصیت به سمت بدبینی و بیاعتمادی، احساس گناه شدید (به اصطلاح «احساس گناه بازمانده»)، و اختلالات خواب و تمرکز را تجربه میکنند.
……………………………………………………………….
بیشتر بخوانید : بازگشت به طب سنتی و روشهای سالمتیِ با ریشه ایرانی
……………………………………………………………….
بخش چهارم: قربانیان اصلی – زنان، کودکان و مناطق محروم
اپیدمی PTSD در ایران به طور یکسان همه را درگیر نکرده است. آمارها نشان میدهد که برخی گروهها بسیار آسیبپذیرتر از دیگران هستند.
زنان: بر اساس مطالعات بینالمللی، در مناطق آسیبدیده از جنگ، افسردگی با افزایش سن افزایش مییابد و در زنان شایعتر است. چندلایه بودن تهدیدها (خشونت خانگی، آزار در محل کار، و بمباران) زنان را در معرض آسیبپذیری مضاعف قرار میدهد.
کودکان و نوجوانان: جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای پس از آن، تجربههای اضطرابآور و تلخی برای کودکان و نوجوانان ایجاد کرده است. مرکز تحقیقات علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله در مطالعهای با عنوان «آسیبهای روانی با رویکرد عصبشناسی پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران» هشدار داده است که این درگیری کوتاهمدت، بار روانی قابل توجهی بر این گروه آسیبپذیر وارد کرده است.
مناطق محروم: بر اساس پیمایش ملی سلامت روان ایران در سال ۱۴۰۰، بالاترین شیوع اختلالات روانپزشکی در منطقه غرب ایران (شامل ایلام، کردستان، کرمانشاه، لرستان و همدان) به میزان ۲۷.۲ درصد گزارش شده است. پایینترین شیوع نیز در مناطق شمالی (سمنان، گلستان، مازندران) با ۲۰.۲ درصد ثبت شده است.
—
بخش پنجم: سدِ دسترسی – دو سوم بیماران، بیدرمان
شاید تلخترین بخش این اپیدمی خاموش، شکاف عمیق بین نیاز و دسترسی به خدمات درمانی باشد. طبق گزارشها، از هر سه بیمار روانپزشکی در ایران، فقط یک نفر از خدمات درمانی بهره میبرد. دو سوم باقی یا به دلیل ترس از انگ اجتماعی یا به دلیل نبود آگاهی و یا به دلیل هزینههای بالا، به مراکز درمانی مراجعه نمیکنند.
سازمان بهداشت جهانی در روز جهانی سلامت روان امسال هشدار داد که خدمات سلامت روان برای شرایط بحران ناکافی است و حدود ۶۷ میلیون نفر از مردم جهان که در شرایط درگیری، فاجعه یا آوارگی زندگی میکنند، از اختلالات سلامت روان رنج میبرند. در بسیاری از مناطق شهری و به ویژه روستایی ایران، خدمات روانپزشکی و روانشناسی یا در دسترس نیستند یا با هزینهای نسبتاً بالا ارائه میشوند.
دکتر آفرین رحیمیموقر، رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، با اشاره به اینکه حدود ۱۳ درصد جمعیت کشور به افسردگی مبتلا هستند (تقریباً دو برابر متوسط جهانی ۷ درصد)، تأکید کرده است که این آمار فقط نوک کوه یخ است.
—
نتیجهگیری: التیام زخمهای نامرئی، نیازمند نگاه جدید
در جنگهای مدرن، دیگر تنها سلاحها و موشکها قربانی نمیگیرند. ساختار روانی یک جامعه نیز میتواند هدف قرار گیرد. آنچه امروز در ایران میگذرد، یک «فاجعه انسانی خاموش» است؛ میلیونها زخم روانی که اگر التیام نیابند، پیامدهای آن برای نسلها باقی خواهد ماند: افزایش خشونت خانگی، کاهش بهرهوری نیروی کار، فروپاشی سرمایه اجتماعی، و مهاجرت نخبگان.
راه حل چیست؟ سه اقدام فوری ضروری است:
اول: پذیرش عمومی بحران. اولین گام برای حل یک مشکل، پذیرش وجود آن است. دولت و رسانهها باید از تابوی سلامت روان عبور کنند و بدون انگزنی، در مورد PTSD و اختلالات اضطرابی گفتگو کنند.
دوم: گسترش خطوط بحران و خدمات رایگان. تجربه هلالاحمر با ۱۳۰,۰۰۰ تماس ورودی نشان میدهد که نیاز وجود دارد. اما این خطوط باید تقویت شوند، به مناطق روستایی گسترش یابند، و خدمات رواندرمانی رایگان یا کمهزینه در دسترس همه قرار گیرد.
سوم: سرمایهگذاری در تابآوری اجتماعی. قویترین عاملی که از PTSD محافظت میکند، «روابط اجتماعی پایدار» است. دولت باید بستری ایجاد کند که مردم بتوانند بدون ترس از مجازات، احساسات خود را به اشتراک بگذارند و از یکدیگر حمایت کنند.
و اما پیام نهایی این گزارش: اگر در این روزهای سخت، احساس میکنید که «دیگر مثل سابق نیستید»، اگر کابوس میبینید، اگر از کوچکترین صدایی میپرید، اگر نسبت به همه چیز بدبین شدهاید – شما بیمار نیستید؛ شما زخمیاید. و زخمها، اگر دیده شوند و درمان شوند، خوب میشوند. اما شرط اول، دیدنِ آنهاست. زخمی که سیتیاسکن نمیبیند، اما قلب و ذهن یک ملت را نشانه رفته، سزاوار توجهی بسیار بیشتر از یک موشک کروز است.
مقالات مرتبط :
مشاوره تلفنی پزشکی 24 ساعته رایگان
بازگشت به طب سنتی و روشهای سلامتمحور ایرانی
سهم اندک تجهیزات دندانپزشکی از ارز سلامت



























