چين، عامل صنعتي زدايي در جهان
چين، عامل صنعتي زدايي در جهان
به گزارش دنياي اقتصاد، از منظر اتحاديه اروپا، سياستهاي تجاري چين از جمله يارانه به صنايع که حتي باعث ايجاد ظرفيت اضافه شده است، منجر به صنعتيزدايي در قاره سبز خواهد شد. اما اين تهديد تنها مختص اقتصاد و صنايع اروپا نيست، زيرا گزارشها و دادههاي جديد نشان ميدهد که ورود چين به زنجيره تجارت جهاني و توسعه صادرات کالاهاي صنايع سبک باعث شده کشورهاي آفريقايي دوباره به سمت صادرات و فرآوري کالاهاي خام پرتاب شوند.چين، عامل صنعتي زدايي در جهان…
اين گزارش همچنين با تاکيد بر اينکه نوع کالايي که هر کشوري صادر ميکند، تعيينکننده پتانسيل آن کشور براي رشد اقتصادي در طولانيمدت است، نشان ميدهد که عمده بازندگان اين بازي کشورهايي هستند که نتوانستهاند در توليد کالاهاي پيچيده به موفقيت دست يابند.
عملکرد چين در عرصه تجارت جهاني موجي از نگراني را در بين کشورهاي اروپايي و آمريکايي و حتي برخي رقباي آسيايي از جمله ژاپن ايجاد کرده است. بررسي تازهترين تحولات تجاري حاکي از نگراني جدي کشورهاي عضو اتحاديه اروپا درباره عملکرد و جايگاه چين در صنعت است. از منظر اتحاديه اروپا، سياستهاي تجاري چين به صنعتي زدايي در قاره سبز منجر خواهد شد.
به عنوان نمونه، سياست چين مبني بر ارائه يارانههاي هنگفت، موجب عرضه بيش از حد کالاهاي يارانهاي چيني مانند خودروهاي الکتريکي و فولاد ميشود که نهايتا تجارت ناعادلانه و ناترازي در تجارت خارجي اين کشور با اتحاديه اروپا را به همراه آورده است. متهم شدن چين به صنعتي زدايي اروپا در حالي است که برخي نظريات، چين را نه تنها متهم به صنعتي زدايي در اروپا بلکه در کل جهان ميکنند. براساس اين ديدگاه، ورود چين به زنجيره تجارت جهاني و صادرات کالاها و صنايع سبک باعث شده است تا کشورهايي که کالاهايي با پيچيدگي کمتر توليد ميکنند، از جمله کشورهاي آفريقايي به سمت صادرات کالاهاي خام سوق داده شوند. با شکل گرفتن جبهه گيري در عرصه تجارت جهاني و همسويي استراتژيک کشورها براي مهار چين، اين سوال اساسي از سوي نظريه پردازان توسعه مورد واکاوي قرار گرفته است که چه ارتباطي ميان حضور کشورها در عرصه تجارت جهاني و توسعه آنها وجود دارد؟ آيا همه کشورها به يک ميزان از مزاياي تجارت بينالملل بهره مند ميشوند؟ آيا شرايط لازم براي تحقق منافع پوياي فراگير از طريق تجارت بينالمللي براي کشورها فراهم است؟ چه ارتباطي بين پيچيدگي کالاهاي توليد و صادر شده از سوي کشورها و رقابت در عرصه تجارت جهاني وجود دارد؟ آيا تجارت بينالملل به طور کلي موجب گسترش تخصص و نوآوري در سراسر جهان ميشود؟ سوال کليديتر اينکه تلاش کشورها براي اعمال سياستهاي صنعتي يا تمايل آنها به خودکفايي چه نقشي در تعيين جايگاه کشورها در آنچه به صورت استعاره از آن به عنوان «نردبان توسعه» ياد ميشود، دارد؟ براساس نظريات جديد توسعه، ظهور چين و برخي کشورهاي شرق آسيا در عرصه جهاني و اقتصاد و صنعت باعث شده تا برخي کشورها از «نردبان توسعه» به پايين رانده شوند. به عبارتي تجارت جهاني عصر جديد بعضي کشورها را به بالاي «نردبان توسعه» رسانده و بسياري از کشورها را به پايين اين نردبان پرت کرده يا مانع ارتقاي آنها شده است. براساس اين نظريات، نوع کالايي که هر کشوري صادر ميکند، تعيين کننده پتانسيل آن کشور براي رشد اقتصادي در طولاني مدت است.
کالاهايي که از پيچيدگي اقتصادي بالاتري برخوردارند و ارزشافزوده بيشتري ايجاد ميکنند، نسبت به کالاهايي که پيچيدگي کمتري دارند و به صورت خام و نيمهخام صادر ميشوند، جايگاه باارزش تري در زنجيره ارزش و تجارت جهاني براي کشور توليدکننده و صادرکننده کالا به دنبال دارند و موجب کسب دستاوردهاي پررنگ تري در زمينه رشد و توسعه اقتصادي در بلندمدت ميشوند.
جنگ تجاري غرب با چين
ظرفيت صنعتي گسترده چين که موجب ورود محصولات ارزانقيمت به کشورهاي اتحاديه اروپا و آمريکا شده، موج نگراني فزايندهاي را در ميان اين کشورها ايجاد کرده و جبهه جديدي در جنگ تجاري غرب با چين پديد آورده است. براساس گزارش اتاق بازرگاني ايران از تحولات تجارت جهاني، مقامات اتحاديه اروپا اخيرا تحقيقاتي را در مورد اقدامات ناعادلانه چين از جمله اعمال محدوديت در عرضه تجهيزات پزشکي اروپايي به بازار اين کشور و اعطاي يارانه براي شرکتهاي چيني توليدکننده توربينهاي بادي، خودروهاي الکتريکي و صنعت ريلي آغاز کرده اند.
ايالاتمتحده آمريکا نيز در اقدامي تلافي جويانه، تعرفههاي سنگيني بر طيف گستردهاي از کالاهاي وارداتي از چين اعمال کرد. اين اقدام که شامل محصولاتي نظير فولاد، آلومينيوم، نيمه رساناها، مواد معدني حياتي و سلولهاي خورشيدي ميشود، در مجموع 18 ميليارد دلار از صادرات چين را در بر ميگيرد. دولت آمريکا هدف از اين اقدام را «حمايت از کارگران و مشاغل آمريکايي» عنوان ميکند. اعمال اين تعرفهها واکنشهاي متعددي را به دنبال داشته است.
…………………………………………………………………………….
بیشتر بخوانید :سرمايه و سرمايه گذاري
…………………………………………………………………………….
چين، عامل صنعتي زدايي در جهان
مقامات دولت چين اين اقدام را مغاير با اصول رقابت آزاد و مضر براي ثبات تجارت جهاني دانسته اند. ژاپن نيز اخيرا اقدام به اجراي قانون اعمال محدوديت بر چهار فناوري مرتبط با نيمه رساناها يا رايانش کوانتومي کرده که شامل صادرات 32نوع از تجهيزات نيمه رسانا ميشود. براساس اين طرح، شرکتها ملزم شدهاند پيش از صادرات مواد و تجهيزات پيشرفته که از قابليت بهرهگيري در بخشهاي نظامي برخوردارند، به دولت اطلاع دهند. هدف از اين اقدام، همسويي و هماهنگي با محدوديتهاي تجاري اعمالشده بر انتقال فناوري از سوي ايالاتمتحده و شرکاي جهاني اين کشور بوده است. در واقع هدف کلي تمامي اين کنترلهاي تجاري فناوري، حفظ برتري رقابتي آنها در فناوري پيشرفته و صنايع راهبردي و همکاري با ايالاتمتحده براي مهار رشد صنعتي و پيشرفت فناوري چين، به ويژه محدودسازي توانايي چين در توليد تراشههاي پيشرفته است. اين همسويي استراتژيک، نشانگر توسعه يک روند بينالمللي گستردهتر است که در آن کشورها به تشديد کنترل بر انتقال فناوريهاي بنيادين با پيامدهاي امنيتي قابل توجه اقدام ميکنند.
اعمال اين محدوديتها از سوي ژاپن، موجب ابراز واکنش از سوي چين شده است؛ به نحوي که وزارت بازرگاني چين، اعلام کرد که اعمال محدوديتهاي صادراتي ژاپن بر فناوريها و محصولات مرتبط، تاثير قابل توجهي بر جريان تجارت بين شرکتهاي چيني و ژاپني خواهد گذاشت و موجب تضعيف ثبات زنجيره تامين جهاني خواهد شد؛ زيرا صنعت نيمه رساناها، صنعتي کاملا جهاني شده است که پس از دههها توسعه، يک ساختار به هم پيوسته صنعتي را به وجود آورده است؛ ساختاري که حاصل تعامل نيروهاي بازار و انتخابهاي بنگاههاست.
معيار تعيين جايگاه کشورها در نردبان توسعه
چين، عامل صنعتي زدايي در جهان
ديويد آ تکين، از نظريه پردازان توسعه در مقاله اي تحت عنوان «جهاني شدن و نردبان توسعه» اين فرضيه را مورد بررسي قرار داده است که آيا تجارت بين المللي موجب بالا رفتن کشورها از نردبان توسعه ميشود؟ او در اين مقاله براي پاسخگويي روشن به اين سوال با طراحي يک مدل تجاري پويا و بررسي کشورها به اين نتيجه ميرسد که کشورها از نظر توانايي و پيچيدگي توليد کالا متفاوت هستند و ظرفيت رشد و توسعه آنها تابعي از ميانگين پيچيدگي کالاهايي است که هر کشور توليد ميکند. ، نردباني است که کشورها در پلههاي آن جاي گرفته اند. هر پله از اين نردبان، مجموعهاي خاص از فعاليتهاي اقتصادي را به خود اختصاص ميدهد. با گذر زمان و توسعه کشورها، توانمندي آنها نيز افزايش مييابد و اين امر، سبب صعود آنها به پلههاي بالاتر و توليد و صادرات کالاهاي پيچيدهتر ميشود. با وجود ساده بودن اين استعاره، دو مکانيزم مجزا را ميتوان از آن استنباط کرد که تجارت بينالملل و توسعه را به يکديگر مرتبط ميکنند.
از سويي، کشورهايي که در مسير توسعه گام برمي دارند، به واسطه نوآوريهاي فناورانه، اتخاذ سياستهاي داخلي کارآمدتر يا هر عامل ديگري که با تجارت مرتبط نيست، ميتوانند در توليد کالاهاي پيچيده به مزيت نسبي دست يابند و صادرات خود را به اين سمت سوق دهند. از سوي ديگر، کشورهايي که در توليد کالاهاي پيچيده تخصص پيدا ميکنند، به دليل تغييرات در سياستهاي تجاري، ارتقاي کيفيت خدمات حملونقل يا نوآوريهاي فناورانه در ساير نقاط جهان، ميتوانند شاهد رشد شتابان تري باشند. اين امر به دليل افزايش فرصتها براي انباشت دانش و انتقال فناوري در آن بخشها رخ ميدهد.
براساس اين مکانيزم، سياستهاي صنعتي يارانهاي به بخشهاي پيچيدهتر به قيمت بخشهاي ديگر، ميتوانند باعث بهبود رفاه شوند. همچنين اين امکان را ايجاد ميکند که ظهور کشورهاي بزرگي مانند چين در اقتصاد جهاني، برخي کشورها را به بالاي نردبان سوق دهد، در حالي که برخي ديگر را در پايين نگه ميدارد.
تفاوت کشورها از نظر قابليت توليد کالاهاي پيچيده
نظريات جديد در بررسي رابطه تجارت بينالمللي و توسعه، تفاوت کشورها از نظر قابليت در توليد کالاها با پيچيدگي بيشتر را معياري براي رشد کشورها در نظر گرفته اند. براساس اين نظريات، تجارت بينالملل ميتواند به رشد قابليتها در همه کشورها منجر شود و به نوعي شرايطي را فراهم کند که همه کشورها از نردبان توسعه بالا بروند. اين اتفاق به اين دليل رخ ميدهد که تجارت جهاني ميانگين پيچيدگي ترکيب صنعت يک کشور و قابليت رشد آن را افزايش ميدهد.
اين در حالي است که در عرصه تجارت جهاني رقابت براي کشورها و بخشهاي صنعتي که کالاهايي با پيچيدگي کمتر توليد ميکنند، به مراتب سختتر است. مشاهدات تجربي در اين زمينه حاکي از عقب ماندگي و ضررهاي رفاهي کشورهاي متوسط و کوچک و حتي برخي کشورهاي آفريقايي بزرگ در عرصه تجارت جهاني است. براساس اين نظريات تجارت بينالملل با لحاظ کردن دو شرط ميتواند به نفع همه کشورها عمل کند و سطح توانمندي و رفاه آنها را ارتقا دهد.
اين دو شرط عبارتند از اينکه تخصص در توليد کالاهاي پيچيدهتر بايد منجر به انتقال دانش و فناوري به ديگر کشورها (سرريزهاي مثبت) شود؛ شرط دوم هم اين است که تعداد محدودي از کشورها (کشورهاي توانمندتر) بايد کالاهاي پيچيده تري را توليد کنند. بررسيهاي تجربي حاکي از اين است که برخلاف انتظار، کالاهاي پيچيدهتر توسط تعداد بيشتري از کشورها و نه تعداد محدودي از کشورها (کشورهاي توانمندتر) توليد ميشوند. اين عدمتطابق به معني آن است که تجارت ميتواند موجب ضرر و زيان براي برخي از کشورها در بلندمدت شود. اين نتيجه با تصور رايج مبني بر اينکه تجارت بينالملل به نفع همه کشورهاست، در تضاد است.
بررسيهاي موردي حاکي از اين است که در يک بازه زماني مشخص، سطح توانمندي و پيچيدگي کالاها، توزيع بهره وري را در سراسر کشورها و بخشهاي مختلف اقتصادي تعيين ميکند. با گذشت زمان، انتظار ميرود که سطح توانمندي در همه کشورها افزايش يابد. با اين حال، پيشرفتهاي فناورانه به طور نابرابر بين کشورها توزيع ميشود و تا حدي به تخصص و تمرکز آنها در توليد کالاهاي خاص بستگي دارد. اين تخصص توسط بنگاههاي اتميزه (کوچک و مستقل) به طور کامل قابل تقليد و انتقال نيست. از طرفي فرض بر اين است که کالاهاي پيچيدهتر فرصتهاي بيشتري براي يادگيري و نوآوري ايجاد ميکنند. بنابراين، زماني که توزيع اشتغال به سمت توليد اين کالاها متمايل شود، انتظار ميرود که شاهد افزايش نرخ رشد توانمندي در آن کشورها باشيم.
براساس استعاره نردبان توسعه، تفاوتهاي بهره وري بين کشورها عمدتا ناشي از عوامل خارجي است. به عبارت ديگر، کشورهاي توانمند که در بالاي نردبان قرار دارند، به دليل دسترسي به منابع، فناوري و دانش بيشتر، ميتوانند پيچيدهترين کالاها را توليد کنند، در حالي که کشورهايي که در پلههاي پايينتر قرار دارند، به دليل محدوديتهاي موجود، از اين امکان محروم هستند.
در يک اقتصاد بدون تجارت بينالملل، هر کشور مجبور به توليد تمام کالاهايي است که به آنها نياز دارد؛ حتي اگر در توليد برخي از آنها تخصص يا مزيت نسبي نداشته باشد. اين امر ميتواند موجب ناکارآيي و اتلاف منابع شود. اما با وجود تجارت بينالملل، کشورها ميتوانند بر توليد کالاهايي که در آنها تخصص و مزيت نسبي دارند تمرکز کنند و ساير کالاها را از طريق تجارت از ديگر کشورها وارد کنند. اين امر به افزايش کارآيي و رفاه در همه کشورها منجر ميشود.
افزايش رقابت در بخشهاي پايينتر نردبان توسعه، همه کشورها را به سمت تخصص در پيچيدهترين بخشهاي خود سوق ميدهد. اين امر موجب ارتقاي توانمندي و درآمد واقعي در سراسر جهان ميشود. بنابراين، برخلاف تصور رايج، تجارت بينالملل فقط منافع ايستا (مربوط به وضعيت فعلي) به همراه ندارد، بلکه منافع پويا (مربوط به تغييرات در طول زمان) نيز ايجاد ميکند. اين منافع پويا ناشي از تخصص و نوآوري است که بر اثر رقابت بينالمللي به وجود ميآيد.
بررسيها نشان ميدهد که کشورهاي توانمندتر به طور کلي کالاهاي پيچيده تري را صادر ميکنند. براي تعيين پيچيدگي يک کالا، به اين موضوع توجه ميکنيم که کدام کشورها آن را صادر ميکنند. اگر کشوري مانند ايالاتمتحده در مقايسه با کشوري مانند بنگلادش، کالاهاي پيچيده تري را صادر ميکند، ميتوان نتيجه گرفت که آن کالاها از ارزشافزوده بالاتري برخوردارند. به طور مشابه، براي تعيين توانمندي يک کشور، به تنوع و پيچيدگي کالاهاي صادراتي آن نگاه ميکنيم.
اگر کشوري مانند ايالاتمتحده در مقايسه با کشوري مانند بنگلادش، طيف وسيع تري از کالاها را صادر ميکند و در بين کالاهاي صادراتي آن، سهم کالاهاي پيچيده بيشتر است، ميتوان نتيجه گرفت که آن کشور از توانمندي بالاتري برخوردار است.
به طور کلي، معيارهاي پيچيدگي و توانمندي الگوهاي منطقي را نشان ميدهند. در طول اين دوره، کشورهاي ثروتمند، مانند ايالاتمتحده و غرب اروپا، از جمله توانمندترين کشورهاي جهان به شمار ميروند، در حالي که کشورهاي فقير، مانند بخش زيادي از آفريقا، همچنان در پايين جدول قرار دارند. کشورهاي شرق آسيا مانند کره و ويتنام رشد سريعي در افزايش توانمندي تجربه ميکنند، در حالي که بخش زيادي از آمريکاي لاتين شاهد کاهش نسبي هستند.
در ميان کالاها، داروها، خودروها و تجهيزات پزشکي به طور مداوم به عنوان پيچيدهترين کالاها شناخته ميشوند، در حالي که لباس، پانلهاي چوبي و تزئينات پلاستيکي در بين کم پيچيده ترينها قرار دارند. پيچيدگي کالاهاي توليدي يک کشور ميتواند بر شوکهايي که توانمندي آن کشور را تحتتاثير قرار ميدهند، اثر بگذارد.
به عبارت ديگر، کشورهايي که کالاهاي پيچيده تري توليد ميکنند، به طور کلي در معرض شوکهاي مثبت بيشتري قرار ميگيرند که موجب افزايش توانمندي آنها ميشود. از طرفي ممکن است عواملي که باعث افزايش پيچيدگي در يک کشور ميشوند، به طور همزمان باعث افزايش رشد توانمندي آن کشور نيز شوند.
براي مثال، فرض کنيد کشوري با دولتي فاسد روبهروست. اين دولت فاسد ممکن است هم نهادهايي را که به طور کلي رشد اقتصادي را تقويت ميکنند، تضعيف کند و هم به طور همزمان يارانههايي را به بخشهاي پيچيده اقتصاد ارائه دهد. در اين شرايط، به نظر ميرسد که بخشهاي پيچيده باعث افزايش رشد توانمندي کشور شده اند، در حالي که در واقع اين موضوع به دليل يارانههاي دولتي و نه به دليل مزاياي ذاتي بخشهاي پيچيده بوده است.
زماني که کشورها به واسطه برخي عوامل خارجي از جمله پيوستن کشور به سازمان تجارت جهاني شرايط خود را عوض ميکنند و به سمت کار در بخشهاي پيچيدهتر ميروند، اين امر ميتواند به قويتر شدن اقتصاد کشور کمک کند. دليل اين امر آن است که با انتقال نيروي کار به اين بخش ها، مهارتها و تخصصهاي جديدي در کشور ايجاد ميشود.
براساس نظريات مبتني بر نردبان صعودي اقتصاد، اين جابه جايي به سمت بخشهاي پيچيده تر، با افزايش قابلتوجه در توليد ناخالص داخلي واقعي سرانه (درآمد به ازاي هر نفر) نيز همراه است. به عبارت ديگر، تخصص در بخشهاي پيچيده، به طور کلي موجب افزايش رفاه و ثروت براي يک کشور ميشود.
آيا تجارت بينالملل به نفع همه کشورهاست؟
چين، عامل صنعتي زدايي در جهان
مزاياي تجارت بينالمللي لزوما به نفع يک گروه خاص و به ضرر گروهي ديگر نيست. به عبارت ديگر، اينطور نيست که برخي کشورها در بخشهاي قوي که موجب رشد ميشوند، تخصص پيدا کنند و برخي ديگر در بخشهاي ضعيف که چنين رشدي را به همراه ندارند. در واقع، با باز شدن در به روي تجارت، همه کشورها ميتوانند به سمت بخشهاي نسبتا پيچيدهتر خود که با رقابت خارجي کمتري مواجه هستند، حرکت کنند. اگر اين بخشها سرريزهاي پوياي مثبتي ايجاد کنند، به اين معني که رشد آنها به نفع کل اقتصاد کشور باشد، در اين صورت همه کشورها ميتوانند از مزاياي تجارت بينالمللي بهرهمند شوند.
اما آيا تجارت بينالمللي ميتواند موجب افزايش سرريزهاي پويا (اثرات مثبت بين کشورها) شود؟ اين يک واقعيت است که با تخصص در توليد کالاهاي پيچيده تر، کشورها ميتوانند از مزاياي بهره وري و نوآوري بيشتري بهرهمند شوند که در نهايت سبب افزايش توانمندي و رفاه آنها ميشود. با اين حال، براي بهره مندي کشورها از مزاياي تجارت بينالملل دو شرط بايد به طور همزمان برقرار شود. اول، بخشهاي پيچيدهتر بايد با سرريزهاي پوياي مثبت همراه باشند، به طوري که گسترش آنها باعث رشد توانمندي شود و دوم، اين بخشها با رقابت خارجي کمتري مواجه شوند تا بتوانند در تجارت آزاد، توسعه يابند.
پژوهش صورتگرفته در اين زمينه حاکي از اين است که شرايط لازم براي تحقق منافع پوياي فراگير از طريق تجارت بينالمللي به طور کامل فراهم نيست. به عبارتي پيوستن کشورها به سازمان تجارت جهاني، با تغيير ساختار صنايع آنها، باعث ايجاد بخشهاي قوي ميشود که براي کل اقتصاد مفيد هستند. با اين حال، اين بخشهاي قوي به طور عجيبي با رقابت بيشتري از سوي ساير کشورها در سطح جهاني مواجه ميشوند. به عبارتي در اين شرايط تجارت بينالملل، به جاي کمک به پيشرفت و توسعه همه کشورها، مانع پيشرفت بسياري از آنها ميشود.
منبع : دنیای اقتصاد
مقالات مرتبط :
تسهيلات چيست؟ تسهيلات قرض الحسنه





























4 پاسخ
بندرعباس باشند خودرو پارس ۱۴۰۱ هست که وام کمتر از یک روز بدهد
درود بله برای وام خودرو با پلاک شهرستان وجود چک الزامیه .برای دریافت اطلاعات بیشتر لطفا با ما تماس بگیرید. 02166577983
سلام برای ساخت و ساز هم سرمایه میدید ؟ یا شریک میشید
سلام . لطفا فرم سرمایه پذیر – که در قسمت بالای سایت قرار گرفته – را تکمیل نمایید . تا کارشناسان ما با شما تماس حاصل نمایند . همچنین میتوانید برای دریافت اطلاعات بیشتر لطفا با ما تماس بگیرید. 02166577983