شاهد عيني زوال تجارت
رئيس مرکز پژوهشهاي اتاق بازرگاني: از نقشه تجارت جهاني حذف شديم
در طبقه دوم ساختمان جديد اتاق بازرگاني ايران، همهچيز آرام است و روزها در سکوت ميگذرد. در اولين نگاه شايد اين سکوت را به شيوه معماري مجموعه مرتبط بدانيد اما اگر با اين طبقه آشنا باشيد، دليل اين سکوت را ميفهميد. اين طبقه از ساختمان اتاق، جاي فکر و ايدهپردازي است و مرکز پژوهشهاي اتاق بازرگاني را بهعنوانواحدي براي رصد و تحليل اقتصاد ايران و ارائه توصيههاي سياستي، در خود جاي دادهاست. دکتر محمد قاسمي هم رئيس اين مرکز است و مدتهاست اينجا را به کانوني براي ارائه گزارشهاي سياستي تبديل کردهاست.
آخرين ايده اين مرکز، توليد جدول داده-ستانده تجارت خارجي ايران و جهان است که با وجود سابقه 70ساله در جهان، بهتازگي با کمک تني چند از اساتيد اقتصاد دانشگاه علامهطباطبايي تهيه و توليدشدهاست. براي گفتوگو پيرامون اين ايده، به ديدار محمد قاسمي رفتيم تا درباره اهميت جدول داده-ستانده و تفسيري که اين رويکرد علمي از جايگاه ايران در نظام تجارتجهاني ارائه ميکند، گفتوگو کنيم. اين جدول که براي بهبود کيفيت سياستگذاري اقتصادي در ايران ارزش بارزي دارد، تصوير روشني از جاماندگي اقتصاد ايران از اهداف خود در حوزه توليد و تجارت را به نمايش ميگذارد. تصويري که به گفته محمد قاسمي بسيار تاسفبار است. به عقيده اين استاد دانشگاه جدول جامع داده -ستانده بخش تجارت خارجي ايران، يک آينه شفاف است که اثر جهتگيريهاي ايران در حوزه اقتصاد و نتايج اين جهتگيري در زنجيره جهاني را بهخوبي نشان ميدهد.
آقاي دکتر بهعنوان نخستين سوال لازم است از خود جدول داده-ستانده بپرسم. دانشجويان اقتصاد و کارشناسان برنامهريزي دولتي عموما با اين مدل و اهميت آن در اقتصاد آشنا هستند. منتها من اکنون مايلم شما به زبان ساده توضيح دهيد اين رويکرد علمي و جايگاه آن در سياستگذاري اقتصادي چيست و چه کاربردي دارد؟
جدول داده-ستانده يکي از اقسام جداول حسابهاي ملي و کلان است که در بخش نخست روابط بخشهاي مختلف اقتصادي با يکديگر را نشان ميدهد. تلاش ميکنم معناي اين موضوع را با يک مثال قابل فهمتر کنم. ميدانيم که در بخش صنعت، زيرگروهي با عنوان توليد خودرو وجود دارد که مشخص است براي تحقق آن به مجموعهاي از نهادهها نياز هست، به اينمعني که ساخت خودرو به ورق فولاد نياز دارد که در بخش ديگري از صنعت بايد توليد شود که خود اين ورق براي توليد نيازمند فعاليتهايي در زنجيرههاي ديگري از صنعت است، بنابراين مجموعه نهادههايي که در نهايت تبديل به يک خودرو ميشود از بخشها و حوزههاي مختلفي از فعاليت اقتصادي و صنعتي ميآيند.
حالا تصور کنيد که ما براي توليد اتومبيل به آب يا برق و بخش انرژي هم نياز داريم. به لاستيک هم نياز داريم. براي توليد لاستيک هم شرايط به همين منوال است و بايد يک گروه از صنايع هممسير شوند تا توليد اين محصول ممکن شود. جداول داده-ستانده در گام نخست سعي ميکند روابط بينبخشي را به شکل کمي و شفاف نشان دهد. همچنين اگر شما در بخش کشاورزي از اين جدول استفاده کنيد، دادههاي جدول نهادههاي داخلي موردنياز براي توليد هر کيلو محصول نهايي را به شما نشان ميدهد، مثلا اينکه چه مقدار از نهاده بذر استفاده کرده که از خود بخش کشاورزي ميآيد يا اينکه از نهاده آب استفاده ميکنيد که از بخش ديگري ميآيد يا از نهادههاي ماشينآلات استفاده ميکند که از بخش صنعت ميآيد، بنابراين جدول داه- ستانده بهخوبي ميتواند روابط بين بخشها را نشان دهد. در بخش يا ناحيه دوم جدول، تقاضاهاي نهايي قابلشناسايي ميشود يعني اينها را بهصورت شفاف نشان ميدهد.
تقاضاي نهايي به چه معني است؟
کالاهايي که در اقتصاد توليد ميشوند يا توسط بخشخصوصي مصرف ميشوند يا توسط دولت، يا سرمايهگذاري ميشوند يا اينکه صادر ميشوند، ضمن اينکه خود واردات هم بهگونهاي ميتواند بر اين جريان اثر بگذارد چراکه واردات هم ميتواند شامل واردکردن نهادهها باشد که در جريان توليد مصرف ميشوند و هم واردات کالاهاي نهايي که به شکل معمول مصرف ميشوند.
بعد از ناحيه يا بخش دوم، به قسمت سوم يا ناحيه سوم جدول داده-ستانده ميرسيم که به ما ميگويد از هر واحد ارزشافزودهاي که در حال توليد است، چه ميزان بهدستمزد، چه ميزان بهعنوان بهره بانکي و هزينه مالي و چه ميزان نيز بهعنوان سود براي کارفرما باقيمانده؛ ضمن اينکه حجم پرداخت بابت ماليات را هم شفاف ميکند. ارزشافزوده هم به معناي ارزش توليد منهاي نهادههاي واسطه يا هزينههاي واسطه است، بنابراين اين جدول يکي از انواع حسابهاي ملي است که بسيار مهم بوده و همه اين اطلاعات را در خود دارد.
بنابراين ما با کمک اين جدول قادر به اسکن شفاف و دقيق اقتصاد ايران خواهيم بود و درون بافتهاي اين بدن را ميتوانيم ببينيم؟
دقيقا. اين اسکن به ما نشان ميدهد مزيتهاي نسبي کشور چيست. براي نمونه با استفاده از اين جدول، ساختار بخش کشاورزي ايران را با ساختار بخش کشاورزي 76 کشور دنيا که دادههاي آن در جدول هست، مقايسه کنيم. بعد از اين نيز بايد بفهميم ما کجاي اين منظومه قرار ميگيريم. موقعي که ما چنين اسکني را در دست داريم، ميتوانيم درباره اولويتهاي هر بخش و نفوذ در بازارهاي هدف تصميمگيري کنيم. طبيعتا همه کشورها اين کار را انجام ميدهند و عملا اين کار يکي از فوايدي است که ساختار بخشهاي مختلف را براي ما شفاف ميکند، ضمنا اين جدول زنجيرههاي ارزشآفريني را در بخش توليد و تجارت در جهان به شکل شفاف به نمايش ميگذارد. با يک مثال اين مساله وضوح بيشتري براي خوانندگان پيدا ميکند. امروز اگر چين از ايران واردات نفت دارد، با کمک جداول داده-ستانده مشخص خواهد شد که اين مواد خام در کدام بخشها و زيربخشهاي اقتصاد چين مورداستفاده قرار ميگيرد يا از آن چه موادي توليد ميشود؛ در واقع از اين طريق مجموعه کالا و خدمات و نهادههاي توليدشده با استفاده از مواد نفتي ايراني در چين را ميتوان رهگيري کرد. همچنين اينکه مواد نفتي و پتروشيمي يا هر کالاي صادراتي ما به چين چگونه بر ساختار و روابط توليد چين اثر ميگذارد، يا اينکه کالاهاي ساختهشده چيني از مواد اوليه ايراني به کدام کشورها صادر ميشوند از طريق اين جدول قابل رصد و مشاهده است. کليت اين روند يعني اثر ما بر جريان عرضه و تقاضاي جهاني از طريق اين روابط قابلمشاهده است. در همين راستا نيز اين جداول به ما کمک ميکنند تا دقيقا بفهميم که به ازاي هر هزار دلار صادرات مواد پتروشيمي يا معدني به هند، چه ميزان ارزشافزوده در ازاي چه فرآيندهاي توليدي به اين کشور و صنايع آن رسيده است. اطلاع يافتن از اين شواهد و بينشها از اين جهت مهم است که به ما و سياستگذاران ما در تنظيمگري بخشهاي پسيني و پيشيني صنايع داخلي و نحوه توسعه زنجيرههاي ارزش داخلي ياري خواهد رساند. موضوعي که اگر بتوانيم آن را محقق کنيم، ميتوانيم محصولاتي با پيچيدگي بالاتر و ارزشافزوده بيشتر را جانشين صادرات مواد خام يا نيمهخام با ارزشافزوده پايين کنيم، بنابراين ميتوان گفت با اين جدول ميتوان پيچيدگي اقتصاد را به روشني درک کرد و براي دسترسي به توليد در زنجيرههاي پيچيدهتر اقتصاد برنامهريزي و شروع به فعاليت کرد.
خب، حالا با توجه به اين اسکن دقيق که انجام داديد، وضعيت اقتصاد ايران به چه شکل است؟
ما از نقشه تجارت بينالملل حذف شدهايم و اين جدا از تبعاتي که براي رشد اقتصادي ما دارد، خطراتي براي امنيت ملي ما دارد که بايد به آن توجه شود.

بنابراين از لنز اين جدول ميتوان اهميت تجارت خارجي براي رشد اقتصادي را به عينه ديد؟
بله. يکي از اهداف مهم همه کشورها، ايجاد رشد و توسعه اقتصادي است. طبيعتا وقتي اقتصاد بزرگ و بزرگتر ميشود، انتظار داريم اگر برنامهريزي ميکنيم، توزيع فوايد رشد بين عوامل رشد اعم از نيروي کار، سرمايه، دانش و… هم منطبق با برنامه پيشرفته و فوايد رشد بين بخش و مشارکتکنندگان توزيع شود؛ در واقع مفهوم ساده اين حرف اين است که در نتيجه يک رشد بابرنامه وضع مردم کشور بايد بهتر شود. به ضرسقاطع ميتوان گفت که بعد از جنگجهاني دوم در نتيجه پژوهشها و تجربههاي مختلف اين موضوع به اثبات رسيد يا براي همه مشخص شد که اثر تجارت بر رشد اقتصاد و رفاه جوامع جدي است.
در واقع در بين همه کشورهاي نوظهوري که از فرداي جنگ دوم جهاني تا امروز پاي در جاده رشد اقتصادي گذاشتند، هيچ کشوري نبوده که در ميانمدت تا بلندمدت يعني در محدوده 10سال تا چند 10سال، وضع مردم و اقتصاد بهتر شده باشد اما وارد حوزه تجارت بينالملل نشده باشد.
هيچ نمونهاي خارج از اين گزاره تابهحال مشاهده نشده است. بنابراين کليت رابطه رشد اقتصادي و تجارت خارجي مشخص است گرچه منافع و ميزان برد اين کشورها از اين رابطه متفاوت است.
بنابراين در اين فضا، تجارت خارجي يکي از لوازم رشد اقتصادي مستمر است.
اين لوازم چه هستند؟
براي اينکه يک کشور وارد بازي تجارت بينالملل شود، لوازمي نياز است. اولا آن کشور بايد بتواند سياستهاي تجاري و ارزي مناسبي را که هم مولد رشد اقتصادي پايدار و هم مقوم رشد اقتصادي پايدار و سطح بالا باشند، اتخاذ کند. گرچه اين دوگانه را ما از هم جدا ميکنيم اما اين دو مقوله، يعني مولد و مقوم، هر دو اهميت کليدي دارند؛
از اين جهت که هم خود رشد مهم است و هم شتاب رشد مهم است. براي اينکه کشورها بتوانند از ظرفيت تجارت بينالملل هم در ايجاد رشد اقتصادي و هم در شتاب رشد اقتصادي استفاده کنند، بايد سياست ارزي و تجاري مناسبي داشته باشند و همزمان، سياستهاي پولي و مالي نيز بر اين وضعيت اثرگذار است. از آنسو هم کشورهاي علاقهمند به رشد اقتصادي سعي ميکنند به طراحي و اجراي استراتژي توسعه صنعتي دست بزنند تا جايگاه خود را در نظام تجارت بينالمللي پيدا بکنند. ضمن اينکه اين کشورها نياز دارند از نقطهنظر سياست خارجي که با سياست اقتصادي همبسته است، جايگاه خود را در عرصه سياست بينالملل پيدا کنند تا به بازيگري توانمند براي حداکثرکردن منافع ملي خود تبديل شوند. براي بخشي از اين سياستگذاريها از ابزارهاي علمي استفاده ميشود که اقدام اخير ما در حوزه طراحي و توليد جدول داده-ستانده در همين راستاست؛ در واقع کاري که با عنوان جدول داده-ستانده ايران در جدول داده- ستانده جهاني در اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و کشاورزي ايران انجامگرفته شده يکي از ابزارهاي فني مناسبي است که متاسفانه در کشور ما با تاخير بسياري تهيه شد؛ در واقع اين ابزار در دهه40 بهگونهاي توليد و به ابزاري متعارف در تحليل اقتصادي کشورهاي جنوبشرق آسيا بدل شد و سپس در اتحاديه اروپا نيز مورد استفاده قرار گرفت.
يکي از کاربردهاي جدول داده – ستانده نشان دادن روابط بين دو بخش يا دو مجموعه در اقتصاد است. توليد چنين جدولي کي تکميل ميشود؟
اين جدول در دست تکميل است و تکميل آن به منزله دسترسي به اقيانوسي از اطلاعات و دادههاست که کاربردهاي مختلفي دارد. براي نمونه مطالعات مختلفي را از مجراي اين جدول ميتوان طراحي و پشتيباني کرد و در دانشگاهها انجام داد. ما فعلا در ابتداي راه هستيم و هنوز مطالعات براي گسترش، جاي کار زياد دارد. بهزودي در جلسهاي که دوشنبه هفته آينده در همين جا برگزار ميشود کلياتي از آنچه پس از ماهها کار به دست آمده را سه تن از بانيان کار به اشتراک خواهند گذارد.
تا جاييکه ميدانم نتايج مشخصي از همين مطالعات اوليه به دست آمده است. امکان دارد اين نتايج را براي خوانندگان تشريح کنيد؟
اولا دردآورترين نتيجه اين مطالعات و پژوهشها که بر مبناي محاسبات صورتگرفته به دست آمده اين است که «بود و نبود اقتصاد ايران» اثرچنداني بر اقتصاد بينالملل ندارد. موضوعي که بسيار تاسفبار است و بزرگترين اثر اين وضعيت آن است که آسيب رساندن به اقتصادکشور بهسادگي ممکن خواهد شد. به همين خاطر هم سياستگذاران بايد به اين جدول و اين وضعيت توجه کنند. بخش ديگري از مطالعهاي که در اين روند انجام گرفت، به پاسخي روشن براي يک سوال مهم منجر شد. سوال اين بود که با توجه به تلاش دو سالگذشته سياستگذار براي توسعه روابط تجاري با روسيه، نتيجه اين تلاشها چه بوده است؟ و اينکه با توجه به رقابت ايران و ترکيه در بازار روسيه، امکان جايگزيني ايران با ترکيه در اين بازار چقدر است؟ محاسبات صورتگرفته نشان داد در بسياري از حوزهها چنين امکاني وجود ندارد و اصولا ساختار توليد ما بهويژه در حوزه صنعت به گونهاي نيست که امکان رقابت با محصولات ترکيه را به ما بدهد و محصولاتمان را به روسيه صادر کنيم.
خاصيت ديگر جدول، تصويري است که از اقتصاد جهان ارائه ميکند. کشورهاي حاضر در اين جدول که بيش از 70 کشور هستند مالک حدود 95درصد اقتصاد جهاني هستند، بنابراين اين جدول داده-ستانده در کنار اسکن اقتصاد ايران، عملا اسکني از اقتصاد جهاني هم ارائه ميکند.
ما انتظار داريم مطالعات بيشتري روي اين جدول انجام بگيرد و از طريق ارائه اين جدول به تعدادي از دانشگاههاي کشور، امکان توليد رسالههاي دانشگاهي در اينباره افزايش يابد.
ديگر فايده اين جدول که ميتواند فوايد بسياري براي سازمان توسعه تجارت و اتاق بازرگاني ايران در پي داشته باشد، کمک به انتخاب بهتر بازارها و کشورهاي هدف جهت توسعه تجارت و افزايش صادرات است.
درعينحال اين جدول راهنماي مناسبي براي سياستگذار براي اتخاذ سياستهاي تجاري بهويژه از زاويه تعرفههاي ترجيحي و عقد پيمانهاي تجارت آزاد است.
از آنسو اين جدول ميتواند به روند پذيرش و اعزام هياتهاي خارجي در زمينه توسعهتجارت براي انجام مذاکرات هدفمند کمک شايانتوجهي کند.
بهطور کلي در اين مطالعه گسترده و کلان، هم به حوزه کشوري و هم مناطق و حوزههايي نظير اورآسيا توجه شده و هم مقايسه ساختارها در دستور کار قرار گرفته است.
اين ساختارها اهميت بسيار زيادي دارند. در بخش ساختارهاي صنعتي در کشور زحمات بسيار زيادي کشيده شده و ميتوان ادعا کرد کشور يک ساختار صنعتي دارد.
اين ساختارها در حلقههاي پيشيني به برخي از نهادههاي وارداتي وابستهاند اما براي ما مشخص نبوده که بايد کدام بخشها را تکميل کنيم تا بتوانيم به توازن مناسبي در توليد صنعتي در آن بخش برسيم.
در حلقههاي پسيني نيز پيرامون اينکه توليد ما براي چه کسي و در چه کشوري است هنوز به نتيجه روشني نرسيدهايم.
کشور هم نميتواند تا ابد با اين ايده پيش رود که من صرفا درون مرزهاي خود به توليد ميپردازم و مردم هم ملزم به مصرف همين محصولات هستند.
اينکه چه چيزي را براي چه کسي توليد کنيم موضوعات مهمي هستند که از طريق اين جدول قابليت تنظيم و هدايت دارند.
منبع : دنیای اقتصاد



























