شاید بهترین توصیه به سرمایهگذار و مصرفکننده ایرانی این باشد: «خودرو را جدی نگیرید!» با این ارقام عجیب و منطق گریخته، تنها راه حفظ سلامت روان، پذیرش طنز سیاه حاکم بر بازار است.
آقای وزیر صمت میگوید: «قیمت خودرو باید منطقی شود.» بازار میگوید: «منطق چیز خوبیه، کاش بود.» مصرفکننده میگوید: «من یک پراید ۷۵۰ میلیونی خریدم، آپارتمانم را فروختم و توی ماشین زندگی میکنم. حداقل سقف متحرک دارم!» این، نهایت طنز سیاه در اقتصاد ۱۴۰۵ ایران است.
اما پشت این طنز، یک حقیقت تلخ وجود دارد: تا زمانی که نرخ ارز حبابی، تورم ساختاری، انحصار تولید و قیمتگذاری دستوری ادامه یابد، بازار خودرو ایران همچنان یک «کمدی سیاه» باقی خواهد ماند. کمدیای که در آن رقمها عجیبتر، منطق عجیبتر و خندهها تلختر میشوند.