پیام سرمایه و صنعت ایران

مرجع اطلاع رسانی در سرمایه گذاری

1405-06-12

جنگ Memeها در اینستاگرام ؛ چگونه ایران با هوش مصنوعی ذهن آمریکایی‌ها را هک کرد؟

لحظه‌ای تصور کنید: دونالد ترامپ به شکل یک مجسمه لِگوی زردرنگ، در حالی که عرق از سرش می‌چکد، در رختخوابش بی‌قرار می‌غلتَد. بیرون از پنجره، انفجارهایی رخ می‌دهد؛ ناوهای آمریکایی در تنگه هرمز یکی پس از دیگری غرق می‌شوند. یک رپر با لهجه آمریکایی رو به دوربین می‌کند و می‌گوید: «ما هر روز ایمیل می‌گیریم از آمریکایی‌هایی که می‌گویند خبر نگاه نمی‌کنند. آهنگ‌های ما را گوش می‌دهند، چون رسانه‌هاتان پر از BS است.»

این صحنه نه از یک فیلم کمدی آمریکایی، نه از یک مانیفست انتخاباتی، بلکه از «اتاق جنگ دیجیتال» ایران برخاسته است. جنگی که در آن موشک‌ها شلیک می‌شوند، اما برنده واقعی نه با کلاهخود که با کیبورد و نرم‌افزار هوش مصنوعی مشخص می‌شود. در روزهایی که تنگه هرمز به خط مقدم تبدیل شده و هر ساعت خبر از درگیری می‌رسد، ایران با سلاحی غیرمنتظره به قلب آمریکا زده است: شوخ‌طبعی، موسیقی پاپ، و میلیون‌ها کلیپ کوتاه که الگوریتم‌های اینستاگرام و X را فتح کرده‌اند.

اما این «جنگ میم‌ها» دقیقاً چیست؟ چرا یک جمهوری اسلامی با اینترنت قطع و رسانه‌های دولتی خاموش، ناگهان به «تولیدکننده شماره یک محتوای وایرال» علیه آمریکا تبدیل شده است؟ و مهم‌تر از همه: این بازی چه پیامی برای افکار عمومی جهان – و شاید برای شما که این متن را می‌خوانید – دارد؟

بخش اول: از لگو تا ترامپ – روایت یک تغییر استراتژی بزرگ

روزهای اول جنگ (اواخر فوریه ۲۰۲۶) را به خاطر بیاورید. ایران مثل همیشه شروع کرد به پخش تصاویر آتش‌بازی موشکی، ویدئوهای تهدیدآمیز از فرماندهان و بیانیه‌های رسمی به چندین زبان. نتیجه؟ تقریباً هیچ‌کس در آمریکا به آنها توجه نکرد. تا اینکه یک‌دفعه، همه چیز تغییر کرد.

ماجرا از یک اکانت معمولی به نام «اخبار انفجاری» (Akhbar Enfejari) شروع شد. گروهی از جوانان ایرانی که خود را «مستقل و بدون بودجه دولتی» معرفی می‌کنند، تصمیم گرفتند که به جای تهدید، ترامپ و نتانیاهو را با زبانی که خود آمریکایی‌ها بلدند، مسخره کنند: زبان میم‌ها و فرهنگ پاپ.

آنها با هوش مصنوعی شروع به ساخت ویدئوهایی کردند که در آن ترامپ به شکل شخصیت لِگو درمی‌آید، آهنگ‌های پاپ دهه ۸۰ میلادی را با متن‌های ضدجنگ بازخوانی می‌کند، یا در قالب «دیز ترک» (آهنگ توهین‌آمیز رپ) به عنوان یک «لوزر» تمام‌عیار معرفی می‌شود.

عدد خیره‌کننده: طبق گزارش موسسه گفتگوی استراتژیک (ISD)، طی ۵۰ روز اول جنگ، حدود ۱۵۰ اکانت رسمی وابسته به دولت ایران بیش از ۹۰۰ میلیون بازدید برای این میم‌ها جمع‌آوری کردند. این رقم ۳۰ برابر فعالیت عادی ایران در فضای مجازی قبل از جنگ است.

…………………………………………………………………..

بیشتر بخوانید : همه چیز درباره هوش مصنوعی Perplexity

…………………………………………………………………..

بخش دوم: رمز موفقیت – چرا دل آمریکایی‌ها را هک کرد؟

سوال این است: چرا این میم‌ها اینقدر قوی عمل می‌کنند؟ مگر کلیپ‌های لگویی چیز جدیدی است؟ پاسخ در سه لایه پنهان است که در هیچ جنگ روانی قبلی دیده نشده بود.

لایه اول: هدف گرفتن «آدم‌های بی‌خبر» (Low-Information Voters)

تحلیلگران متوجه نکته هوشمندانه‌ای شده‌اند: ایران دیگر به دنبال متقاعد کردن روزنامه‌نگاران یا فعالان سیاسی نیست. آنها به سراغ کسانی رفته‌اند که اصلاً اخبار نمی‌بینند. نسل جوان و نسل Z آمریکا که در فضای تیک‌تاک و اینستاگرام زندگی می‌کنند، اغلب از تنش‌های نظامی خسته شده‌اند.

وقتی آنها در صفحه اکسپلور خود یک ویدئوی خنده‌دار با آهنگ شاد می‌بینند که ترامپ را مسخره می‌کند، آن را لایک می‌کنند، بدون اینکه بدانند پشت این کلیپ یک اپراتور اطلاعاتی در تهران نشسته است. یک متخصص اطلاعات نادرست توضیح می‌دهد: «این محتوا به «افرادی که از نظر سیاسی درگیر نیستند» دست می‌یابد؛ کسانی که در غیر این صورت اصلاً با محتوای مربوط به جنگ مواجه نمی‌شدند.»

لایه دوم: زرنگی در استفاده از هوش مصنوعی

تفاوت این جنگ با جنگ اوکراین در همین جاست. قبلاً برای ساختن یک کلیپ انیمیشنی چند دقیقه‌ای، یک تیم ۱۰ نفره یک هفته زمان نیاز داشت. اما امروز با ابزارهای هوش مصنوعی مولد، همین گروه کوچک «اخبار انفجاری» می‌تواند چند ساعت پس از یک رویداد سیاسی (مثلاً یک اشتباه لفظی ترامپ یا انتشار یک سند جنجالی)، کلیپ طنز مربوط به آن را منتشر کند.

لایه سوم: روایت «مبارز زیردست در برابر غول قلدر» (David vs Goliath)

در طول سال‌ها، آمریکا در هالیوود همیشه خودش را قهرمان نشان داده است. اما ایران در این میم‌ها، تصویر کاملاً معکوسی ساخته: «ترامپ و نتانیاهو قلدرهای احمقی هستند که به مدرسه دخترانه در میناب موشک می‌زنند، در حالی که سرباز ایرانی مثل یک قهرمان راپ‌خوان، آرام و با اعتمادبه‌نفس در مقابل آنها ایستاده است.»

کلیپی که در آن یکی از فرماندهان ایرانی با آهنگی به سبک ۵۰ سنت می‌گوید: «فکر می‌کردی دنیا دست توئه، حالا هر پایگاهت را تبدیل به سنگ قبر می‌کنیم»، بیش از ۱۰ میلیون بازدید در X داشته است. این روایت به طرز ماهرانه‌ای از «نفرت جهانی از جنگ» سوءاستفاده می‌کند و ایران را قهرمان صلح طلبی نشان می‌دهد که فقط در برابر زورگویی ایستاده است.

بخش سوم: قفل شدن اینترنت؛ پارادوکسی به نام «آزادی مجازی»

اینجا یک پارادوکس جالب وجود دارد. در داخل ایران، دولت اینترنت را تقریباً به طور کامل قطع کرده است (طولانی‌ترین قطعی اینترنت در جهان). مردم عادی برای دسترسی به اینستاگرام باید کلی زحمت بکشند. روزنامه‌های مستقل تعطیل شده‌اند و تلویزیون رسمی آنقدر کسل‌کننده است که کسی نگاهش نمی‌کند.

اما در خارج از کشور، همین دولت قوی‌ترین و خلاقانه‌ترین کارزار رسانه‌ای دیجیتال را علیه آمریکا به راه انداخته است. راز این جادو چیست؟ پاسخ همان «اخبار انفجاری» است.

این گروه ادعا می‌کند که از داخل ایران و با لپ‌تاپ‌های شخصی خود کار می‌کند و صرفاً «حق پخش» کلیپ‌هایش را به صداوسیما می‌فروشد. حتی اگر این ادعا کاملاً درست نباشد، نشان می‌دهد که حکومت ایران یک لایه «جدایی هوشمندانه» ایجاد کرده است. دولت می‌تواند دستش را در بیانیه‌های رسمی نشان ندهد، بلکه اجازه می‌دهد «جوانان ژن Z» کار زشت (جنگ) را با لباس زیبا (طنز و رپ) بپوشانند.

بخش چهارم: دشمن قدیمی، تاکتیک جدید – سلاح «اسلوپاگاندا»

کارشناسان به این پدیده لقب جدیدی داده‌اند: Slopaganda (ترکیبی از Slop به معنای آشغال یا پسماند دیجیتال و Propaganda).

ویژگی جالب این نوع پروپاگاندا این است که قرار نیست باورپذیر باشد. لگوها مشخصاً جعلی هستند. آواز خواندن ترامپ مشخصاً ساختگی است. اما قرار هم نیست کسی را گول بزند. هدف «گسترش» است، نه «فریب». همان‌طور که نیویورک تایمز گزارش داده، این میم‌ها به قدری به زبان روزمره اینترنت نزدیک هستند که حتی اگر بدانید ساخت ایران است، باز هم خنده‌تان می‌گیرد و آن را برای دوستتان می‌فرستید.

این یعنی دولت آمریکا در یک بن‌بست هوشمندانه گیر کرده است:
۱. اگر این میم‌ها را نادیده بگیرد، ایران دارد افکار عمومی را می‌برد.
۲. اگر به آنها واکنش نشان دهد و بگوید «این جعلی است»، ایران می‌گوید: «بله، ما گفتیم جعلی است، اما خنده‌دار بود نه؟» و بحث به حاشیه می‌رود.
۳. اگر سعی کند آنها را فیلتر کند، اتهام «سانسور علیه آزادی بیان» می‌خورد.

نتیجه‌گیری: برنده میدان نبرد چه کسی است؟

در حالی که ارتش‌های بزرگ در تنگه هرمز درگیر هستند، یک جنگ موازی با برنده‌ای کاملاً متفاوت در جریان است. ایران نتوانسته است ناوهای آمریکایی را غرق کند، اما توانسته است «روایت» را بدزدد. آنها با بودجه ناچیز و تیمی کوچک، توانستند تصویر ترامپ را به عنوان یک دلقک جنگ‌طلب در ذهن میلیون‌ها جوان غربی تثبیت کنند.

اما یک زنگ خطر بزرگ هم وجود دارد. همانطور که تحلیلگران هشدار می‌دهند، «اسلوپاگاندا» خطری برای همه ماست. وقتی حقیقت و شوخی و دروغ در هم می‌آمیزد، اعتماد عمومی به هر نوع اطلاعاتی از بین می‌رود. اگر نتوانیم فیلم خبری واقعی از یک بمباران را از یک میم لگویی ساخته هوش مصنوعی تشخیص دهیم، هیچ مبنایی برای تصمیم‌گیری عقلانی نخواهیم داشت.

این بار، ایران با ابزاری که خود غرب ساخته است (رسانه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی)، غرب را شکست داده است. اما این بازی تازه شروع شده است. سوال این است: در جنگ بعدی، نوبت چه کسی است که از این حقه استفاده کند؟

مقالات مرتبط :

سایت هوش مصنوعی

آیا هوش مصنوعی می تواند وقوع جنگ را پیش بینی کند؟

ادغام هوش مصنوعی در تسریع گزارشگری مالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *