پیام سرمایه و صنعت ایران

مرجع اطلاع رسانی در سرمایه گذاری

1405-04-26

صعودی که نشد و صلحی که ماند

صعودی که نشد و صلحی که ماند

صعودی که نشد و صلحی که ماند

فهرست مطالب

«صعودی که نشد» و «صلحی که ماند» در پاریس، دو روی یک سکه‌اند

صعودی که نشد و صلحی که ماند

تأمل در دو رویداد مهم سال ۲۰۲۶ – ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در صعود از گروه‌های جام جهانی و امضای تفاهمنامه صلح با آمریکا – ما را به این درک می‌رساند که این دو پدیده، علی‌رغم تفاوت‌های آشکار در ماهیت و عرصه وقوع، در ژرف‌ترین لایه‌های خود، از یک حقیقت واحد حکایت می‌کنند: زیستن در مرز باریک میان شکست و پیروزی، و هنرِ بقا در آن نقطه‌ای که سرنوشت، نه با یک تصمیم، که با مجموعه‌ای از انتخاب‌های ناگزیر رقم می‌خورد.

نقطه اشتراک؛ درس مشترک

تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، در شرایطی بی‌سابقه و با مشکلاتی فراتر از یک رویداد ورزشی مواجه شد. جنگ، تحریم‌های سفر، فشارهای روانی و سیاسی، همه دست به دست هم دادند تا کاروان ایران در مسیری ناهموار گام بردارد. با این حال، بازیکنان با نمایشی جنگنده و بی‌نظیر، توانستند سه تساوی ارزشمند کسب کنند و تا آستانه صعود پیش بروند؛ صعودی که در ثانیه‌های پایانی و با گلی که در زمین دیگر به ثمر رسید، از دست رفت. این ناکامی در آستانه موفقیت، بیانگر آن است که در دنیای امروز، هیچ پیروزی‌ای قطعی نیست و هیچ شکستی، مطلق نیست.

در سوی دیگر، تفاهمنامه «یادداشت اسلام‌آباد» نیز دقیقاً در چنین فضایی شکل گرفت. توافقی که با وجود امتیازهای اقتصادی مهم و توقف جنگ، همچنان با ابهام‌های فراوانی در حوزه هسته‌ای و مسائل منطقه‌ای همراه است. این صلح نسبی نیز، مانند صعود نافرجام ایران در جام جهانی، در «لحظات آخر» و در نتیجه فرسایش دو طرف شکل گرفت، نه از سرِ عشق و علاقه، که از سرِ ناچاری و محاسبه هزینه‌ها. هر دو رویداد، ما را به این حقیقت رهنمون می‌سازند که در مناسبات پیچیده امروز، پیروزیِ مطلق، در کار نیست و هر دستاوردی، با قیمتی همراه است.

صلح نسبی در سایه ابهام؛ روایتی از توافق ایران و آمریکا

در روزهایی که کمتر از چهار ماه از جنگی تمام‌عیار میان ایران و آمریکا می‌گذرد، امضای یک تفاهمنامه ۱۴ ماده‌ای در حاشیه نشست سران گروه هفت در فرانسه، توجه جهان را به خود جلب کرده است. این توافق که با میانجی‌گری پاکستان به امضای روسای جمهور دو کشور رسیده و «یادداشت اسلام‌آباد» نام گرفته ، اگرچه بسیاری آن را گامی بزرگ در مسیر صلح می‌دانند، اما واقعیت چیزی فراتر از یک «آتش‌بس موقتی» و «تنفس‌گیریِ» دو طرف خسته از جنگ نیست .
………………………………………………………………….
بیشتر بخوانید : سایه جنگ بر سفره و سرمایه
………………………………………………………………….
توافقی برای توقف، نه حلِ مناقشه

نخستین و مهم‌ترین بند این تفاهمنامه، به «توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان» و تعهد به عدم تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر اختصاص دارد . با این حال، آنچه این توافق را از یک صلح پایدار متمایز می‌کند، غیبتِ امضای اسرائیل و حزب‌الله به عنوان طرف‌های اصلی درگیری در لبنان است . به گفته منابع آگاه، این مسئله یکی از نقاط کور توافق است و ادامه حملات اسرائیل به لبنان می‌تواند به‌عنوان نقض تعهدات آمریکا تلقی شود و صلح شکننده را به خطر اندازد .

مدارا در برابر منافع متقابل اقتصادی

یکی از نقاط قوت این توافق، گشایش‌های اقتصادی قابل‌توجهی است که برای هر دو طرف در نظر گرفته شده و آن را از یک آتش‌بس صرف فراتر می‌برد. بر اساس بندهای ۴ تا ۷ این تفاهمنامه، آمریکا متعهد شده است محاصره دریایی خود را ظرف ۳۰ روز به‌طور کامل پایان دهد و مجوز صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی ایران را صادر کند . همچنین از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران رفع‌تعهد می‌شود و برنامه‌ای ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران با همکاری شرکای منطقه‌ای آمریکا تدوین خواهد شد، هرچند خود آمریکا متعهد به پرداخت مستقیم هزینه‌های آن نشده است .

در مقابل، ایران نیز متعهد شده است که با «نهایت تلاش» خود، تردد امن و رایگان کشتی‌های تجاری را در تنگه هرمز در یک دوره ۶۰ روزه فراهم کند . این تعهد، که به کاهش قیمت نفت و کاهش نگرانی‌های بازارهای جهانی انجامیده، دستاوردی بزرگ برای آمریکا محسوب می‌شود . با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که بازگشت تردد به سطح عادی، ماه‌ها زمان نیاز دارد و خطر مین‌های باقی‌مانده و ابهام درباره آینده مدیریت تنگه، همچنان پابرجاست .
سایه جنگ بر سفره و سرمایه
چالش بزرگ هسته‌ای در ۶۰ روز

اگرچه این تفاهمنامه دستاوردهای قابل‌توجهی در حوزه اقتصادی دارد، اما پیچیده‌ترین و تاریخی‌ترین موضوع اختلاف، یعنی برنامه هسته‌ای ایران، به آینده موکول شده است. بر اساس بند ۸ این توافق، ایران بار دیگر بر تعهد خود مبنی بر عدم دستیابی یا توسعه سلاح هسته‌ای تأکید کرده است . همچنین مقرر شده که موضوع مواد غنی‌شده از طریق مکانیسمی دوجانبه حل‌وفصل شود که حداقل گزینه آن، رقیق‌سازی در محل تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است .

دو طرف توافق کرده‌اند که ظرف مدت حداکثر ۶۰ روز، با قابلیت تمدید، به توافقی نهایی در مورد موضوعات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها دست یابند . اما بسیاری از ناظران این بازه زمانی را برای حل مسائل پیچیده‌ای که سال‌ها محل مناقشه بوده، غیرواقع‌بینانه می‌دانند. تجربه برجام که سال‌ها مذاکره به طول انجامید، نشان می‌دهد که دستیابی به توافقی جامع در دو ماه، بسیار دشوار است .

صلحی که ماند یا فرصتی که رفت؟

واکنش‌ها به این توافق، به‌خوبی نشان‌دهنده دوگانگی ذاتی آن است. دولت ترامپ آن را «پیروزی بزرگ» و ابزاری برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز معرفی کرده و بر این نکته تأکید دارد که برخلاف برجام، این بار برنامه هسته‌ای ایران تضعیف شده است . اما در ایران، این توافق به‌عنوان گواهی بر بقای نظام و غلبه بر جنگ تحمیلی روایت می‌شود .

با این همه، تحلیل‌گران مستقل بر این باورند که این توافق، بیش از آنکه یک صلح پایدار باشد، یک «تنفس‌گیری تاکتیکی» و حاصل «خستگیِ» دو طرف از جنگی است که هیچ‌کدام نتوانستند در آن به پیروزی قاطع دست یابند . آمریکا نتوانست به اهداف خود مانند تضعیف بنیادین نظام ایران دست یابد و ایران نیز هزینه‌های سنگین اقتصادی و نظامی را متحمل شده است . اسرائیل نیز به‌عنوان بازیگر کلیدی غایب از این توافق، آن را یک «شکست استراتژیک» تلقی کرده و ممکن است در ۶۰ روز آینده، تلاش کند با تحریک‌های جدید، این صلح شکننده را به خطر اندازد .

در نهایت، «یادداشت اسلام‌آباد» را باید نقطه‌عطفی مهم در مناسبات ایران و آمریکا دانست؛ نقطه‌عطفی که در آن، منطق گفت‌وگو بر منطق تقابل نظامی غلبه یافته است. اما سرنوشت این صلح نسبی، در گرو مذاکرات ۶۰ روزه آینده و توانایی دو طرف برای عبور از اختلافات عمیق هسته‌ای و مدیریت تنش‌های منطقه‌ای است. تنها زمان نشان خواهد داد که این توافق، سرآغازی برای صلحی ماندگار است یا فرصتی ازدست‌رفته دیگر در مناقشات تاریخی خاورمیانه.
صعودی که نشد؛ روایتی از تلاش، بخت و ناکامی در جام جهانی ۲۰۲۶

جام جهانی ۲۰۲۶ برای تیم ملی ایران به روایتی تلخ و در عین حال تحسین‌برانگیز بدل شد؛ روایتی که در آن، تیمی بدون باخت از گردونه رقابت‌ها حذف شد و سرنوشت‌اش نه در زمین خودش، که در زمین تیم‌های دیگر رقم خورد. این ناکامی در آستانه صعود، با چالش‌های بی‌سابقه‌ای برای تیم ملی همراه بود که مسیر این تیم را از همان ابتدا دشوار کرد .
………………………………………………………………….
بیشتر بخوانید : آیا هوش مصنوعی می تواند وقوع جنگ را پیش بینی کند؟
………………………………………………………………….
کاروانی در میان طوفان

جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران با پیچیدگی‌های سیاسی کم‌نظیری آغاز شد. درحالی‌که میزبانی سه‌گانه آمریکا، مکزیک و کانادا برای بسیاری از تیم‌ها فرصتی تازه بود، برای ایران به آزمونی دشوار بدل گشت. وقوع جنگ میان ایران و آمریکا از فوریه ۲۰۲۶، فضایی پرتنش را پیش از آغاز مسابقات رقم زد و این سوال را مطرح کرد که آیا ایران اصلاً می‌تواند در این تورنمنت شرکت کند یا خیر .

تیم ملی ناچار شد اردوی خود را در تیخوانا، مکزیک برپا کند و برای هر بازی به شهرهای مختلف آمریکا سفر کند . این جابه‌جایی‌های مکرر و محدودیت‌های سخت‌گیرانه، از جمله ممنوعیت‌های سفر تا یک روز پیش از مسابقه، انتقاد شدید کادر فنی را برانگیخت. امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم، با صراحت گفت: «با ما خیلی خیلی بدرفتاری شد» و خواستار ثبت این وضعیت در تاریخ شد . با وجود این مشکلات، تیم ایران نمایشی تحسین‌برانگیز ارائه داد. بازیکنان در شرایطی که در سایه درگیری‌های نظامی و فشارهای روانی قرار داشتند، توانستند با روحیه‌ای کم‌نظیر به میدان بروند .

شایستگی‌ای که به بخت گره خورد

تیم ملی در گروه G رقابت‌ها، با حریفانی قدرتمند روبرو شد و عملکرد قابل قبولی از خود به نمایش گذاشت. آنها در سه بازی خود برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر به تساوی دست یافتند و در تمام این دیدارها نشان دادند که تیمی منسجم و جنگنده هستند . رسانه‌های بین‌المللی از این تیم به عنوان «تیمی بسیار مقاوم» یاد کردند و عملکرد خط دفاعی و روحیه بالای بازیکنان را ستودند . اسطوره‌هایی مانند گری لاینکر و زلاتان ابراهیموویچ نیز بر شایستگی و تحسین‌برانگیز بودن عملکرد ایران تأکید کردند، به‌ویژه با توجه به مشکلات فراوانی که تیم با آن دست و پنجه نرم می‌کرد .

در آخرین بازی گروهی برابر مصر، ایران تا آستانه پیروزی پیش رفت. شجاع خلیل‌زاده در وقت‌های تلف‌شده گل پیروزی‌بخش را به ثمر رساند، اما این گل در آستانه‌ای میلی‌متری به دلیل آفساید مردود اعلام شد . این صحنه تلخ، اولین ضربه روحی سنگین به امیدهای صعود بود، اما همچنان شانس ایران برای صعود به عنوان یکی از تیم‌های برتر سوم، زنده باقی ماند .

ضربه نهایی در ثانیه‌های پایانی

سرنوشت ایران به بازی گروه J میان الجزایر و اتریش گره خورده بود. تساوی در این دیدار، ایران را حذف می‌کرد و هر نتیجه دیگری، یعنی برد یکی از دو تیم، به معنای صعود ایران به مرحله بعد بود . در لحظاتی که بازی با نتیجه ۲-۲ دنبال می‌شد، بیم تساوی و حذف ایران، هواداران را در تنگنا قرار داده بود. اما ناگهان، ریاض محرز در دقیقه ۹۳ گل سوم الجزایر را به ثمر رساند و ایران به یکباره به جمع ۳۲ تیم برتر راه یافت .

شادی میلیون‌ها ایرانی در سراسر جهان آغاز شده بود، اما این شادی دیری نپایید. اتریش در آخرین ثانیه‌های بازی، روی یک ضربه سری، گل تساوی ۳-۳ را وارد دروازه الجزایر کرد . این گل، اگرچه برای دو تیم اتریش و الجزایر که با ۴ امتیاز به مرحله بعد صعود کردند، ارزشمند بود، اما به منزله پایان کار ایران در جام جهانی بود. تیم ملی با کسب ۳ امتیاز و تفاضل صفر، در رده نهم تیم‌های سوم قرار گرفت و با اختلافی ناچیز، از صعود بازماند .

پایانی بر یک کارزار پرفرازونشیب

روزنامه‌های ایران این پایان تلخ را با عناوینی چون «حذف باورنکردنی در ثانیه‌های آخر» و «بدترین و دردناک‌ترین سرنوشت» توصیف کردند . با این حال، نگاه کارشناسان و رسانه‌های جهان به این تیم، متفاوت بود. آن‌ها «تیم ملی ایران» را نماد استقامت و قدرتی مثال‌زدنی معرفی کردند؛ تیمی که نه تنها در زمین، بلکه در برابر چالش‌های فراسوی آن، مقاومت کرد . بازیکنانی که با وجود همه محدودیت‌ها، جنگیدند و در تمام بازی‌ها میدان را با سرافرازی ترک کردند .

در نهایت، جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران، روایتی از تلاش و ازخودگذشتگی بود که با بخت یار نبود و در ثانیه‌های پایانی به سرانجامی تلخ رسید. تیمی که در عرصه سیاست و ورزش با دشواری‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شد، با ارائه نمایشی شایسته و ماندگار، قلب بسیاری را به دست آورد، هرچند جام را از دست داد .

نتیجه‌گیری ترکیبی: از مستطیل سبز تا میز مذاکره

درس‌هایی برای آینده

شاید مهم‌ترین درسی که از این دو روایت می‌توان آموخت، این است که جامعه ایران و نظام سیاسی آن، در هر دو عرصه، تواناییِ شگرفی برای عبور از بحران‌ها و بقا در سخت‌ترین شرایط از خود نشان داده‌اند. تیم ملی با وجود همه محدودیت‌ها، نمایشی ماندگار ارائه داد که تحسین جهانیان را برانگیخت. دولت ایران نیز با پذیرش توافقی که برخی آن را عقب‌نشینی می‌نامند، توانست از جنگی تمام‌عیار عبور کند و اقتصاد خود را از انسداد خارج سازد.

اما در کنار این توانمندی، هر دو رویداد، آسیب‌پذیریِ ناشی از وابستگی به «بخت» و «انتظار برای نتیجه دیگران» را نیز آشکار ساختند. صعود تیم ملی به نتیجه بازی الجزایر و اتریش گره خورده بود، و صلح نیز تا حد زیادی به اراده بازیگران خارج از این معادله، مانند اسرائیل و رفتار آن در لبنان، وابسته است. این وابستگی، هشداری است برای هر دو عرصه که اتکا به شرایط بیرونی و انتظار برای تغییرات خارجی، می‌تواند سرنوشتی همچون آن گل دقیقه ۹۳ را برای ایران رقم بزند.

در پایان

«صعودی که نشد» و «صلحی که ماند» در پاریس، دو روی یک سکه‌اند؛ سکه‌ای که بر یک سو، تصویر تلاش، مقاومت و توانمندی ایران را در شرایط سخت نقش بسته، و بر سوی دیگر، تصویر شکنندگی دستاوردهایی را که بر پایه «بخت» و «انتظار» استوارند. ایران امروز، در هر دو عرصه، با تجربه‌ای تلخ اما آموزنده روبه‌روست: هرگز نباید سرنوشت خود را به ثانیه‌های پایانی و نتایج دیگران بسپارد. چه در زمین فوتبال و چه در میز مذاکره، تنها راهِ دستیابی به موفقیتی پایدار، اتکا به توانمندی‌های درونی، برنامه‌ریزی دقیق و کاهش وابستگی به متغیرهای بیرونی است.

جام جهانی ۲۰۲۶ و تفاهمنامه اسلام‌آباد، هر دو، روایتِ ملتی است که در پیچ‌وخم‌های تاریخ، راهِ بقا را می‌آموزد؛ ملتی که شاید جام را از دست داده باشد، اما هنوز همبستگی و اراده‌اش را برای ساختن آینده‌ای بهتر، حفظ کرده است.

مقالات مرتبط :
فراتر از جنگ و توافق
اثر جنگ بر بازار بورس و بازار بین الملل
از جنگ تا بازسازی
خرید خانه در سایه جنگ : احتیاط ، فرصت یا اشتباه؟
آمادگی بیمارستانها در زمان جنگ
بازار خودرو پس از جنگ 12 روزه

آشنایی با خدمات منتخب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *