پیام سرمایه و صنعت ایران

مرجع اطلاع رسانی در سرمایه گذاری

1405-03-13

جهش افسارگسیخته قیمت‌ها در ایران

جهش افسارگسیخته قیمت‌ها در ایران

قیمت جدید دلار، یورو و سایر ارزها امروز ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۴/ دلار از مرز مقاومتی عبور کرد

فهرست مطالب

بازار در تعلیق؛ توقف کشتی‌ها در تنگه هرمز و جهش افسارگسیخته قیمت‌ها در ایران

«چاقوی جراح» بر روی رگ‌های نفتی جهان
تنگه هرمز به عنوان باریک‌ترین و حساس‌ترین آبراه بین‌المللی، این روزها نه یک گذرگاه تجاری که به خط مقدم رویارویی نظامی ایران و آمریکا تبدیل شده است. تشدید تحریم‌ها، تهدید به بستن تنگه توسط مقامات نظامی ایران و پاسخ ناوگان پنجم آمریکا، کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها را در وضعیت «تعلیق کامل» قرار داده است. گزارش میدانی ما از بنادر جنوب ایران و اتاق‌های بازرگانی حاکی از آن است که بازار ارز و کالاهای اساسی پس از هفته‌ها سکوت ناقوس خطر، اکنون وارد فاز «التهابات غیرقابل پیش‌بینی» شده است.

بخش اول: توقف کشتی‌ها؛ لنگر انداختن امیدها در آب‌های خلیج فارس
بر اساس آمار سازمان بنادر و دریانوردی ایران (اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۵)، تردد کشتی‌های اقیانوس پیما در محدوده بندرعباس، عسلویه و جزیره قشم تا ۸۰ درصد کاهش یافته است. شرکت‌های بیمه دریایی اروپایی و آسیایی، پوشش ریسک جنگی را به طور کامل از آب‌های خلیج فارس لغو کرده‌اند. این به معنای آن است که حتی اگر یک کاپیتان شجاعت حرکت را به خود بدهد، هیچ مالک کشتی اجازه نخواهد داد سرمایه‌اش در منطقه‌ای که احتمال اصابت موشک یا مین دریایی وجود دارد، به خطر بیفتد.
وضعیت در بنادر تجاری بحرانی توصیف می‌شود:
۱. زنجیره تامین خرد شده: تعداد کشتی‌هایی که در اسکله‌های شهید رجایی تخلیه می‌شوند، از ۱۵ فروند در روز به ۲ فروند کاهش یافته است.
۲. رسوب کالاهای اساسی: هزاران کانتینر حاوی ذرت، سویا، روغن خام و قطعات خودرو در بندر جبل‌علی امارات معطل مانده‌اند.
۳. هزینه هنگفت دمریج (Demurrage): بازرگانان ایرانی مجبورند جریمه‌های سنگین تاخیر در تخلیه را بپردازند که در نهایت بر قیمت تمام شده کالا افزوده می‌شود.
یکی از فعالان صنفی کشتیرانی در گفت‌وگو با خبرنگار ما شرط می‌گذارد: «اگر تا ۱۰ روز آینده راهی برای ورود کشتی‌ها به آب‌های ایران باز نشود، بنادر عملاً با کمبود شدید کالاهای اساسی مواجه خواهند شد.»
بخش دوم: التهاب قیمت‌ها؛ بازار به روایت آتش‌سوزی
تعلیق کشتی‌ها پیش از آنکه یک پدیده بندری باشد، یک شوک روانی به بازارها وارد کرده است. دلار آمریکا که پیش از این تنش‌ها در محدوده ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان نوسان می‌کرد، در روزهای اخیر با یک جهش تاریخی وارد کانال ۱۵۰ هزار تومان شده است. اما واقعیت دردناک‌تر، سبد خرید خانوار ایرانی است.
مواد غذایی:
– برنج خارجی: از ۲۵۰ هزار تومان به بیش از ۸۵۰ هزار تومان در هر کیلو رسیده است.
– روغن مایع: با کاهش ۹۰ درصدی واردات، قفسه‌های فروشگاه‌ها خالی است و روغن در بازار سیاه با قیمت ۳ برابر نرخ مصوب به فروش می‌رسد.
– مرغ و گوشت قرمز: نرخ مرغ از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده و گوشت قرمز به بالای یک میلیون تومان در هر کیلو رسیده است، رقمی که حتی در دوران کرونا هم بی‌سابقه بود.
بازار مسکن و خودرو:
خانه‌سازان معتقدند سیمان و فولاد که مواد اولیه آن‌ها یا وارداتی است یا انرژی‌بَر، دچار تورم ۳۰۰ درصدی شده است. در بازار خودرو، قطعات یدکی وارداتی که از مسیر تنگه هرمز تامین می‌شد، عملاً نایاب شده و قیمت خودروهای خارجی و حتی مونتاژی داخلی دو برابر شده است.
بخش سوم: تنگه هرمز؛ استراتژی زورآزمایی و پیامدهای اقتصادی
نکته حائز اهمیت، تحلیل هزینه-فایده نظامی – اقتصادی این تنش است. ایران با تهدید به بستن تنگه هرمز در مقابل کشتی‌های مرتبط با اسرائیل و آمریکا، به دنبال افزایش هزینه‌های جنگ برای دشمن است. اما این استراتژی دارای یک «شکاف داخلی» است: اقتصاد ایران خود شدیدترین آسیب را می‌بیند.
سایه جنگ بر سفره و سرمایه
کارشناسان اقتصادی سه سناریو را محتمل می‌دانند:
۱. سناریوی کوتاه مدت (۲ تا ۴ هفته): تداوم تعلیق کشتی‌ها، خروج سرمایه از بورس تهران (شاخص کل بیش از ۴۰ درصد ریزش کرده)، تبدیل دلار به یک کالای سرمایه‌ای سفته‌بازانه و حذف اقشار متوسط و ضعیف از سبد کالاهای اساسی.
۲. سناریوی میان مدت (۱ تا ۳ ماه): در صورت کوچکترین شلیک یا اصابت موشک به یک نفتکش، بیمه‌ها پوشش تمام خلیج فارس را لغو خواهند کرد. این به معنای «محاصره دریایی» غیررسمی ایران است. صنعت خودروسازی و دارویی که وابستگی ۹۰ درصدی به زنجیره تامین دریایی دارند، از کار می‌افتند.
۳. سناریوی بلندمدت (آتش‌بس): حتی در صورت توافق فرضی، اعتماد از دست رفته به بنادر ایران بازنخواهد گشت. شرکت‌های کشتیرانی بین‌المللی مسیرهای جایگزین (از جمله بندر فاو عراق یا مسیرهای زمینی ترکیه) را با اطمینان بیشتری ارزیابی خواهند کرد. این به معنی «مرگ تدریجی» کریدور شمال-جنوب از مسیر ایران است.

بخش چهارم: واکنش دولت و بازار رسمی؛ روزهای سخت انتظار
دولت ایران در اقدامی که کارشناسان آن را «تدبیر دیرهنگام» می‌نامند، سقف واردات کالاهای اساسی را از مسیر زمینی و هوایی افزایش داده است، اما ظرفیت گمرکات مرزی زمینی (بازرگان، دوغارون، میلک) پاسخگوی نیاز ۸۰ میلیون نفری نیست. هر کامیون حامل مواد غذایی از مرز ترکیه در بهترین حالت یک تریلر در روز را تخلیه می‌کند، در حالی که یک کشتی اقیانوس پیما ظرفیت ۵۰۰ تریلر را دارد.

بانک مرکزی در تلاش است با تزریق ارز نیمایی (۴۲ هزار تومانی) جلوی بخشی از التهاب را بگیرد، اما شکاف عمیق بین نرخ نیمایی (۴۲ هزار تومان) و نرخ آزاد (۱۵۰ هزار تومان) یک «ابر رانت» ایجاد کرده که تنها به جیب دلالان می‌رود. مردم عادی که نه دسترسی به ارز نیمایی دارند و نه قدرت خرید ارز آزاد، با پدیده «بی‌کالایی» مواجه‌اند.
بخش پنجم: کریدورهای جایگزین؛ تلاش برای نفس‌گیری در تنگنای محاصره

با تشدید توقف کشتی‌ها در تنگه هرمز، دولت ایران به ناچار به سمت توسعه مسیرهای زمینی، ریلی و هوایی جایگزین روی آورده است. اما این مسیرها که پیش از این تنها سهم ۱۵ تا ۲۰ درصدی در واردات کالاهای اساسی داشتند، اکنون باید پاسخگوی بیش از ۸۰ درصد نیاز کشور باشند. واقعیت میدانی اما چیز دیگری را نشان می‌دهد.
مرزهای زمینی:
– بازرگان (مرز ترکیه): روزانه حداکثر ۱۵۰ کامیون حامل مواد غذایی و دارو وارد می‌شود، در حالی که نیاز روزانه کشور به واردات گندم، روغن و دارو معادل حداقل ۲۰۰۰ کامیون است.
– دوغارون (مرز افغانستان و پاکستان): با وجود افزایش ظرفیت، مسیرهای ترانزیتی از شرق به دلیل ناامنی‌های منطقه و کمبود زیرساخت، تنها ۴۰ درصد ظرفیت اسمی خود را فعالیت می‌کنند.
– بندر نوشهر و امیرآباد (دریای خزر): کریدور شمال-جنوب از مسیر روسیه و قزاقستان فعال شده، اما هر کشتی از این مسیر حداقل ۲۵ روز راه دارد (در مقابل ۵ روز از تنگه هرمز) و هزینه حمل هر تن کالا از ۲۵۰ دلار به ۱۲۰۰ دلار افزایش یافته است.
خطوط هوایی:
دولت با اختصاص ۳۰ فروند هواپیمای باری، خط هوایی اختصاصی برای واردات داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی ایجاد کرده است. اما این خط هواپیمایی تنها قادر به پوشش ۵ درصد از نیاز دارویی کشور است. هر پرواز از دبی به تهران هزینه‌ای معادل ۱۸۰ هزار دلار دارد که قیمت نهایی داروها را تا ۴۰۰ درصد افزایش می‌دهد.
بخش ششم: بازار سیاه؛ شبحی که بر اقتصاد سایه انداخته است

تعلیق رسمی کشتی‌ها و ناتوانی مسیرهای جایگزین در تامین نیاز کشور، بازار سیاه را به اهرم اصلی توزیع کالا در ایران تبدیل کرده است. اتاق اصناف ایران در گزارشی هشدار داده که بیش از ۴۰ درصد کالاهای اساسی و ۷۰ درصد لوازم خانگی و قطعات یدکی اکنون خارج از شبکه رسمی توزیع به فروش می‌رسند.

ساختار بازار سیاه:
– دلار: دلالان ارز در خیابان فردوسی و محدوده سبزه میدان تهران، نرخ‌هایی تا ۱۸۰ هزار تومان را نیز ثبت کرده‌اند. آنها با سوءاستفاده از شکاف ۱۰۰ هزار تومانی بین نرخ رسمی و آزاد، روزانه میلیون‌ها دلار را با سود ۲۰۰ درصدی جابه‌جا می‌کنند.
– کالاهای اساسی: انبارهای احتکارشده در شهرک‌های صنعتی اطراف تهران، محموله‌های عظیم برنج، روغن و شکر را در خود جای داده‌اند. بازرسان تعزیرات حکومتی طی دو ماه اخیر ۱۲۰۰ انبار غیرمجاز را کشف کرده‌اند، اما این تنها نوک کوه یخ است.
– سکه و طلا: هر قطعه سکه تمام بهار آزادی که نرخ رسمی آن حدود ۵۰ میلیون تومان است، در بازار سیاه تا ۱۲۰ میلیون تومان نیز معامله می‌شود. حباب ۱۴۰ درصدی سکه، رکوردی بی‌سابقه در تاریخ اقتصادی ایران محسوب می‌شود.

پیامدهای اجتماعی بازار سیاه:
دکتر محمدرضا کرباسی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرنگار ما هشدار می‌دهد: «بازار سیاه در شرایط جنگی فقط یک پدیده اقتصادی نیست؛ بلکه یک عامل بازتوزیع معکوس درآمد است. ثروت از جیب دهک‌های پایین که مجبور به خرید از بازار آزاد هستند، به سمت دلالان و سفته‌بازان سرازیر می‌شود. این شکاف طبقاتی در بلندمدت تهدیدی جدی‌تر از خود جنگ برای ثبات اجتماعی ایران خواهد بود.»

بخش هفتم: روایت مردم؛ از صبح تا شب در تلاش برای بقا

گزارش‌های میدانی خبرنگار ما از شهرهای مختلف ایران تصویری از یک جامعه خسته و درمانده را ترسیم می‌کند.

مشهد؛ خیابان امام رضا (ع):
زهرا کریمی، مادر سه فرزند، از ساعت ۴ صبح در صف نانوایی ایستاده است. می‌گوید: «قبلاً هر ۱۰ روز یک بار نان می‌گرفتم. حالا هر روز باید بیایم، چون آرد کم شده و نانوایی‌ها زودتر تعطیل می‌کنند. دیشب پسرم از من خواست پیتزا بخرم. گفتم پسرم، پیتزا دیگه برزخی شده!»

اصفهان؛ میدان نقش جهان:
احمد قاسمی، راننده تاکسی اینترنتی، می‌گوید: «دلار که ۱۵۰ هزار تومان شد، هزینه گازوئیل و لاستیک سه برابر شده. من روزی ۱۲ ساعت کار می‌کنم اما آخر ماه حتی اجاره خانه‌ام را نمی‌توانم بدهم. خانمم مجبور شده ظرفشویی برود. نمی‌دانم این وضعیت کی تمام می‌شود.»

تبریز؛ بازار تاریخی:
حسین محمدپور، فروشنده فرش، از رکود مطلق در بازار می‌گوید: «مردم دیگر پول ندارند فرش بخرند. فروش ماهانه من از ۴۰۰ میلیون تومان به ۲۰ میلیون تومان رسیده است. بیشتر همکارانم مغازه را تعطیل کرده‌اند و به دلالی دلار روی آورده‌اند.»
بخش هشتم: نسخه کارشناسان؛ راه‌هایی برای خروج از بحران
اتاق بازرگانی تهران در نشست اضطراری ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، بسته ۱۰ مادهای را برای مدیریت بحران فعلی ارائه کرده است. مهمترین محورهای این بسته عبارتند از:
تحلیل نهایی: “بازار تعلیق” یعنی چه؟
«تعلیق» در ادبیات اقتصادی یعنی توقف حرکت بدون نقطه پایان مشخص. بازار ایران امروز در چنین وضعیتی است: نه فروشنده‌ای جرئت فروش دارد (چرا که فردا قیمت بالاتر می‌رود) و نه خریداری قدرت خرید (چرا که حقوق و دستمزدها دیگر کفاف یک وعده غذای گرم را نمی‌دهد). نانوایی‌ها صف‌های طولانی برای آرد دارند، داروخانه‌ها انسولین و سرم را با کوپن توزیع می‌کنند، و بازار طلا و سکه با حباب ۲۰۰ درصدی مواجه است.
در این میان، دو واقعیت تلخ خودنمایی می‌کند:
نخست، تنگه هرمز هر چه برای دشمن بسته‌تر باشد، برای سفره مردم ایران تنگ‌تر می‌شود.
دوم، نرخ ارز دیگر فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه معیار «بقا» یا «سقوط» دهک‌های پایین جامعه است.
۱. ایجاد کریدور بشردوستانه تحت نظارت سازمان ملل: پیشنهاد تشکیل یک کریدور دریایی یا هوایی مستقل برای واردات دارو، غذا و تجهیزات پزشکی بدون دخالت سیاسی طرفین درگیری.

۲. تک نرخی کردن ارز: حذف ارز ۴۲ هزار تومانی نیمایی و حرکت به سمت نرخ شناور مدیریت شده برای از بین بردن رانت ۱۰۰ هزار تومانی که به جیب دلالان می‌رود.

۳. واگذاری توزیع کالاهای اساسی به تعاونی‌های مردمی: قطع دست دلالان از زنجیره توزیع با واگذاری انبارها و شبکه توزیع به تشکل‌های مردمی و بسیج اصناف.

۴. مذاکره با کشورهای بی‌طرف برای خرید تضمینی نفت از مسیرهای جایگزین: فروش نفت از طریق پایپ‌لاین به عمان و عراق و سپس صادرات با پرچم سومین کشورها.

۵. انتشار اوراق مشارکت ریالی با پشتوانه طلا برای جمع‌آوری نقدینگی سرگردان: کاهش فشار تقاضا بر بازار ارز و طلا با ارائه ابزارهای سرمایه‌گذاری جایگزین.

بخش نهم: چشمانداز آینده؛ سه سناریو برای پایان تعلیق

تحلیلگران مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی سه سناریوی محتمل برای ماه‌های آینده ترسیم کرده‌اند:

سناریوی اول (خوش‌بینانه – احتمال ۲۰ درصد):
آتش‌بس کامل و بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۱ تا ۲ ماه آینده. در این حالت، تورم ماهانه از ۳۵ درصد به ۱۰ درصد کاهش می‌یابد، نرخ ارز به کانال ۱۰۰ هزار تومان بازمی‌گردد و واحدهای تولیدی به تدریج راه‌اندازی مجدد می‌شوند. اما جبران کاهش ۴۰ درصدی تولید ناخالص داخلی حداقل ۲ سال زمان نیاز دارد.

سناریوی دوم (واقع‌بینانه – احتمال ۵۰ درصد):
ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تا پایان سال ۱۴۰۵. توقف کشتی‌ها ادامه می‌یابد، قیمت ارز در محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان نوسان می‌کند، نرخ بیکاری از ۲۲ درصد فعلی به ۳۵ درصد می‌رسد و حدود ۳۰ درصد از واحدهای تولیدی کوچک و متوسط به طور دائم تعطیل می‌شوند. در این سناریو، مهاجرت نخبگان و خروج سرمایه از کشور شتاب بیشتری می‌گیرد.

سناریوی سوم (بدبینانه – احتمال ۳۰ درصد):
تشدید مجدد درگیری‌های نظامی و بسته شدن کامل تنگه هرمز به روی تمام کشتی‌ها (حتی حامل کالاهای بشردوستانه). در این حالت، اقتصاد ایران با یک فروپاشی تمام‌عیار مواجه خواهد شد: تورم ماهانه به بالای ۵۰ درصد می‌رسد، دلار از کانال ۳۰۰ هزار تومان عبور می‌کند، دارو و مواد غذایی کاملاً نایاب می‌شوند و قحطی در برخی مناطق محروم رخ می‌دهد. این سناریو، «هورشت» اقتصادی نامیده می‌شود.

نتیجه‌گیری نهایی: بازار تعلیق، جامعه در تعلیق

«تعلیق» واژه‌ای است که این روزها بیش از هر کلمه دیگری بر پیشانی اقتصاد ایران نقش بسته است. کشتی‌ها در آب‌های خلیج فارس معلق‌اند، کارخانه‌ها میان تولید و تعطیلی معلق‌اند، دلار میان صعود و سقوط معلق است، و مهم‌تر از همه، معیشت ۸۰ میلیون ایرانی میان «امروز» و «فردایی که نمی‌دانند چه خواهد شد» معلق مانده است.

واقعیت غیرقابل انکار آن است که تنگه هرمز به یک «میدان مین» اقتصادی تبدیل شده است؛ مین‌هایی که نه زیر آب، که بر سر سفره مردم منفجر می‌شوند. استراتژی فشار حداکثری آمریکا و استراتژی مقاومت حداکثری ایران، هر دو بر پیکر اقتصاد این کشور جراحتی عمیق وارد کرده‌اند. اما تفاوت در این است که هزینه این جراحت را نه سیاستمداران در پایتخت‌ها، که مادرانی در صف نان و پدرانی در جستجوی دارو و فرزندانی که رویای خانه‌دار شدن را به گور برده‌اند، پرداخت می‌کنند.

شاید اکنون زمان آن رسیده که هر دو طرف درگیری، فارغ از محاسبات سیاسی و نظامی، به این سوال ساده پاسخ دهند: آیا بهای بسته شدن تنگه هرمز برای یک کشور، ارزش ریخته شدن خون اقتصادی ۸۰ میلیون انسان را دارد؟ تاریخ، پاسخ این سوال را نه از روی اسناد دیپلماتیک، که از روی سفره‌های خالی و دل‌های شکسته قضاوت خواهد کرد.

تا آن روز، بازار ایران در تعلیق باقی خواهد ماند. تعلیقی که انتهای آن یا «صلح» است یا «فروپاشی»؛ هیچ نقطه میانی وجود ندارد.

آنچه بازار ایران امروز به آن نیاز دارد، نه مداخله دستوری و نه شعارهای سیاسی، بلکه یک «ایست آتش» موقت در تنگه هرمز برای بازگشایی راهرویی امن برای عبور کشتی‌های حامل دارو و غذاست. در غیر این صورت، ادامه این تعلیق، گزارش‌های بعدی را نه از «التهاب قیمت» که از «کمبود مطلق» و «بحران معیشتی تمام‌عیار» خواهد نوشت.

مقالات مرتبط :
آیا هوش مصنوعی می تواند وقوع جنگ را پیش بینی کند؟
اثر جنگ بر بازار بورس و بازار بین الملل
از جنگ تا بازسازی
خرید خانه در سایه جنگ : احتیاط ، فرصت یا اشتباه؟
آمادگی بیمارستانها در زمان جنگ
بازار خودرو پس از جنگ 12 روزه

آشنایی با خدمات منتخب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *